الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

399

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

( 1 ) مجلس بيست و هفتم در امامت و مناقب ابو الحسن على بن محمد ( ع ) ( 2 ) پس از ابو جعفر محمد ( ع ) به نص ايشان و دلايل معتبر عقلى ديگر پسرش ابو الحسن على بن محمد امام است . اسماعيل بن مهران مىگويد : هنگامى كه امام جواد ( ع ) براى بار نخست از مدينه به بغداد مىرفت گفتم فدايت گردم ، من در اين سفر بر شما بيمناكم . پس از شما امامت با كيست ؟ در حالى كه لبخند مىزد روى خود را به من كرد و فرمود : موضوعى كه پنداشته‌اى در امسال ( اين سفر ) نخواهد بود . پس از آن ، هنگامى كه معتصم ايشان را به بغداد فرا خواند به حضورش رفتم و گفتم : فدايت گردم ، شما مى - روى ، پس از شما امامت با كيست ؟ امام جواد ( ع ) گريست ، آنچنان كه ريش آن حضرت از اشگ خيس شد و سپس به من رو كرد و فرمود : آرى ، در اين سفر بايد بر من ترسيد . امامت پس از من از پسرم على خواهد بود . « 1 » ( 3 ) زيد بن على بن حسين بن زيد مىگويد : بيمار شدم . طبيبى در شب به عيادت من آمد و براى من دوايى را تجويز كرد كه بايد چند روز هنگام سحر بخورى . آن شب تهيهء آن دارو براى من ممكن نشد و چون طبيب از در خانه بيرون رفت همان دم خدمتكار ابو الحسن هادى ( ع ) از درآمد و كيسه‌يى همراه داشت كه همان دارو در آن بود و گفت : ابو الحسن سلامت مىرساند و مىگويد اين دوا را بگير و بايد چند روز بخورى . دارو را گرفتم و خوردم و بهبودى يافتم . محمد بن على مىگويد : زيد بن على به من گفت : غلات از اين حديث كجايند ؟ ( 4 ) خيران اسباطى « 2 » مىگويد : در مدينه به حضور امام ابو الحسن هادى ( ع ) رسيدم . فرمود از واثق ( خليفهء عباسى ) چه خبر دارى ؟ گفتم : فدايت گردم ، هنگامى كه من بيرون آمدم او را سلامت ديدم و من از آخرين كسانى هستم كه او را ديده‌ام ، يعنى ده روز پيش . فرمود : مردم مدينه مىگويند او مرده است . گفتم : من آخرين كسى هستم

--> ( 1 ) . اين روايت در كتاب اصول كافى ، ص 323 ، ج 1 ، و ارشاد مفيد ، ص 308 و اعلام الوراى طبرسى ، ص 339 آمده است . م . ( 2 ) . در متن روضة الواعظين خيزران است . در منابع ديگر خيران است . براى اطلاع از شرح حال اين راوى مراجعه كنيد به : مجمع الرجال قهپايى ، ص 276 ، ج 2 . م .