الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
386
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
كه كسى از مردم مغرب آمده باشد ؟ گفتم نه . فرمود : چرا ، مردى از مغرب به مدينه آمده است . بيا با هم برويم . سوار شد و من هم همراه آن حضرت سوار شدم . وقتى پيش آن مرد رسيديم معلوم شد از مردم مغرب است و با او چند كنيز و برده است . به او گفتم : كنيزان خود را عرضه دار . او به ما هفت كنيز را نشان داد كه موسى بن جعفر مىفرمود نه . سپس گفت : اگر كنيز ديگرى هم دارى نشان بده . گفت : فقط يك دوشيزهء ديگر پيش من باقى مانده كه بيمار است . امام كاظم ( ع ) فرمود : براى تو چه مانعى دارد كه آن را به ما نشان بدهى ؟ او نپذيرفت و امام ( ع ) برگشت . فرداى آن روز مرا فرستاد و فرمود : به او بگو آن دوشيزهء بيمار را به چند مىخواهى بفروشى و هر چه گفت بپذير و بگو خريدم . من پيش آن فروشنده رفتم . گفت : آن دوشيزه از تو باشد ، ولى به من بگو مردى كه ديروز همراه تو بود كيست ؟ گفتم : مردى از بنى هاشم است . پرسيد از كدام خاندان بنى هاشم ؟ گفتم : اطلاع بيشترى ندارم . گفت : به تو خبر مىدهم كه من اين دوشيزه را از دورترين نقطهء مغرب ( اندلس - مراكش ) خريدم . زنى از اهل كتاب مرا ديد و پرسيد : اين كنيزك كه همراه تو است براى چيست ؟ گفتم : براى خودم خريدهام . گفت : سزاوار نيست كه اين دوشيزه پيش تو باشد . بلكه چنين مقدر است كه بايد نزد بهترين مردم زمين باشد و پس از اندك مدتى كه پيش او باشد پسرى خواهد زاييد كه در خاور و باختر زمين چنان پسرى متولد نخواهد شد . آن دوشيزه پس از اندكى كه در منزل امام كاظم ( ع ) بود ، براى ايشان حضرت رضا ( ع ) را زاييد . نام اين بانو ام البنين يا خيزران مريسى « 1 » بود و هم گفته شده كه از ساكنان نوبه « 2 » بوده است . ( 1 ) تولد حضرت رضا ( ع ) روز جمعه يا پنجشنبه يازدهم ذى قعدهء سال يك صد و چهل و هشت هجرى در مدينه بوده است و رحلت ايشان در روز جمعهيى از ماه رمضان سال دويست و سه بوده و در آن هنگام عمر ايشان پنجاه و پنج سال بوده است و مدت امامت ايشان بيست سال است . « 3 »
--> ( 1 ) . منسوب به مريسة ، جزيرهيى از سودان . رك . به : معجم البلدان ، ص 40 ، ج 8 ، چاپ مصر . م . ( 2 ) . سرزمين گستردهيى در جنوب مصر ( سودان ) . رك . به : معجم البلدان ، ص 323 ، ج 8 ، چاپ مصر . م . ( 3 ) . براى اطلاع بيشتر در مورد زاد روز و روز رحلت حضرت رضا و اقوالى كه آمده است به بحث مستوفاى مرحوم علامهء مجلسى در صفحات 1 تا 11 جلد 49 بحار ، چاپ جديد مراجعه فرماييد . م .