الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

304

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

( 1 ) ضحاك بن عبد الله مىگويد : گروهى از سواران ابن سعد كه پاسدارى مىدادند از كنار ما گذشتند و امام حسين ( ع ) اين آيه را ( آيهء 178 سورهء سوم ) تلاوت مى - فرمود : ( 2 ) « البته كسانى كه كافرند گمان نكنند كه مهلت دادن ما ايشان را براى آنان بهتر خواهد بود . بلكه آنان را مهلت مىدهيم تا بر گناه خويش بيفزايند و براى آنان عذابى سخت خواركننده خواهد بود . خداوند هرگز مؤمنان را بر اين حال كه اكنون هستيد وانگذارد تا آنكه به آزمايش ، بدسرشت را از پاك سرشت مشخص فرمايد . » ( 3 ) امام حسين ( ع ) پس از گزاردن نماز صبح ، اصحاب خود را آرايش نظامى داد و همراه آن حضرت سى و دو سوار و چهل پياده بودند . زهير بن قين را در سمت راست ياران خود و حبيب بن مظاهر را سمت چپ قرار داد و پرچم را به برادر خويش سپرد و خيمه‌ها را پشت سر خويش قرار دادند و دستور داد مقدارى هيمه و نى در خندقى كه پشت خيمه‌ها بود بريزند و آتش زنند تا از پشت سر مورد حمله قرار نگيرند . ( 4 ) عمر بن سعد هم كه نفرين خدا بر او باد در آن روز كه روز جمعه بود و گفته شده است كه شنبه بود ، ياران خود را آماده ساخت و آرايش نظامى داد و به سوى امام حسين ( ع ) حركت كرد . در اين هنگام حر اسب خود را به تاخت درآورد و به امام حسين پيوست و گفت : اى پسر پيامبر ! فدايت گردم . من همان كسى هستم كه مانع برگشتن شما شدم و شما را در اين تنگنا فرو آوردم . به خدا سوگند اگر مى - دانستم نسبت به شما چنين مىكنند كه مىبينم ، هرگز نسبت به شما چنين رفتار نمىكردم و اكنون از آنچه كرده‌ام به سوى خدا توبه مىكنم . آيا راهى براى توبهء من مىبينى ؟ امام حسين فرمود : آرى ، خداوند توبه‌ات را مىپذيرد . ( 5 ) در اين هنگام اسب سوارى از لشكر عمر بن سعد كه به ابن ابى جويره مزنى معروف بود پيش آمد و چون چشمش به آتش پشت خيمه‌ها افتاد كه شعله مىكشد دست بر هم زد و بانگ برداشت كه اى حسين و اى ياران حسين ! بر شما مژده به آتش باد كه در همين جهان براى رسيدن به آن شتاب كرده‌ايد . امام حسين پرسيد : اين كيست ؟ گفتند : ابن ابى جويريهء مزنى است . امام حسين ( ع ) گفت : پروردگارا ! در همين جهان مزهء آتش را به او بچشان . در همين هنگام اسب او رم كرد و او را در