الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

229

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

خدا را در بارهء همسايگانتان ، كه اين هم سفارش پيامبر شماست و همواره در مورد ايشان وصيت مىكرد تا آنجا كه پنداشتم به زودى ممكن است براى همسايگان از يك ديگر سهم از ميراث قرار دهد . خدا را خدا را در مورد قرآن ، مبادا كسى در عمل كردن به قرآن از شما پيشى گيرد . خدا را خدا را در بارهء نماز ، كه عمود دين شماست و خدا را خدا را در بارهء خانهء پروردگارتان ، تا هنگامى كه زنده‌ايد آن را خالى مگذاريد كه اگر حج خانهء خدا ترك شود به شما مهلت داده نخواهد شد . خدا را خدا را در جهاد به اموال و جانها و زبانهايتان در راه خدا و بر شما باد كه با يك ديگر پيوستگى و نسبت به يك ديگر گذشت و بخشش داشته باشيد و مبادا كه به يك ديگر پشت كنيد و از يك ديگر ببريد . امر به معروف و نهى از منكر را رها مكنيد كه در آن صورت بدان بر شما حكومت خواهند كرد و هر چه دعا كنيد مستجاب نخواهد شد . ( 1 ) اى فرزندان عبد المطلب ! مبادا شما را ببينم كه در خون مسلمانان فرو رويد و بگوييد : امير المؤمنين كشته شد ، امير المؤمنين كشته شد . همانا نبايد در قبال من كسى جز قاتل من كشته شود . دقت كنيد اگر من مردم ، در قبال اين ضربت فقط يك ضربت به او بزنيد و نبايد او را مثله كرد كه من شنيدم رسول خدا فرمودند : از مثله كردن هر چند نسبت به سگ هار و گزنده پرهيز و خوددارى كنيد . » « 1 » ( 2 ) در مورد قطام و تقاضاى او از ابن ملجم در بارهء كشتن امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) شاعرى چنين سروده است : « هرگز در ميان عرب و عجم كسى را نديده‌ام كه كابينى چون كابين و مهريهء قطام تعهد كند . سه هزار درهم و غلام و كنيزى ، و زدن على ( ع ) با شمشير برنده و استوار . هيچ كابينى هر اندازه هم گران باشد از على ( ع ) گران‌تر نيست و هر غافلگيرى كوچكتر از غافلگيرى ابن ملجم است . » « 2 »

--> ( 1 ) . براى اطلاع بيشتر رك . به : صفحات 6 تا 10 جلد 17 شرح نهج البلاغه ، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم . م . ( 2 ) . در بارهء سرايندهء اين ابيات كه در منابع بسيار كهن ( مثلا اخبار الطوال ، دينورى ) آمده است اختلاف است . برخى آن را از خود ابن ملجم دانسته‌اند ( نويرى ، نهاية الارب ، ص 247 ، ج 5 ، ترجمهء فارسى ) . اخطب خوارزم در صفحهء 284 مناقب و ابن حجر در صفحهء 133 الصواعق آن را از فرزدق دانسته‌اند . در حواشى نهاية الارب آن را از ابن مياس مرادى دانسته است . كلمان هوار در حواشى البدء و التاريخ ، ص 233 ، ج 5 ، اين ابيات را از ابو الاسود مىداند . م .