الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

189

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

پرهيزكاران و مولاى مؤمنان و همسر سرور زنان همهء جهانيانم . من در دست راست خويش انگشتر مىكنم و پيشانى بر خاك ساينده‌ام و من كسى هستم كه دو هجرت و دو بيعت كرده‌ام . سالار جنگهاى بدر و حنين و ضربه زننده با دو شمشير و حمله‌كننده به پهلوانانم . وارث علم پيشينيان و حجت خداوند پس از پيامبران بر همهء جهانيانم و محمد بن عبد الله خاتم پيامبران است . آنان كه به من موالات ورزند ، مورد مهر و رحمت خدايند و آنان كه با من ستيزه ورزند ، نفرين و لعنت‌شدگانند و حبيب من رسول خدا بسيار مىفرمود : محبت و دوستى به تو ايمان است و خشم و دشمنى با تو موجب كفر و نفاق ، و مىفرمود : من خانهء حكمتم و تو كليد آنى ، و مىفرمود : دروغ مىگويد هر كس تصور كند مرا دوست مىدارد و ترا دشمن بدارد . « 1 » ( 1 ) عروة بن زبير مىگويد : « 2 » در مسجد رسول خدا نشسته بوديم و در بارهء احوال شركت‌كنندگان جنگ بدر و بيعت رضوان گفتگو مىكرديم : ابو الدرداء « 3 » گفت : اى قوم ! آيا به شما خبر دهم از كسى كه مال او از همه كمتر و پارسايى او از همه بيشتر و كوشش او در عبادت از همه سخت‌تر بود ؟ گفتند : آرى ، او كيست ؟ گفت على بن ابى طالب است . به خدا سوگند همهء كسانى كه آنجا بودند از ابو الدرداء روى برگرداندند . آنگاه مردى از انصار به او گفت : اى عويم ! سخنى گفتى كه هيچ كس با تو موافق و همراه نبود . ابو الدرداء گفت : اى قوم ! من آنچه ديده‌ام مىگويم . هر يك از شما هم هر چه ديده است بگويد . من على بن ابى طالب را كنار محلهء بنى نجار ديدم كه از همراهان خود كنار گرفته و خود را در گوشه‌هاى نخلستان پنهان كرده است . در آغاز من پنداشته بودم كه على به خانه‌اش رفته است . ناگاه آواى اندوهگين و نغمهء دل انگيزى شنيدم كه مىگفت : پروردگارا چه بسيار موارد هلاك و نابودى را كه از من باز بردى و نعمت به من ارزانى داشتى و چه بسيار دشواريها كه با كرم خود آن را گشودى . پروردگارا اگر عمر من در نافرمانى از تو دراز شود گناه من در نامهء عمل

--> ( 1 ) . اين روايت هم در صفحهء 17 امالى صدوق و به نقل از آن در بحار ، ص 341 ، ج 39 ، آمده است . م . ( 2 ) . عروة بن زبير بن عوام : نوهء عمهء رسول خدا و امير المؤمنين است . متولد 22 و درگذشتهء 93 هجرى است . براى اطلاع بيشتر ، رك . به : زركلى ، الاعلام ، ص 17 ، ج 5 . م . ( 3 ) . عويم بن مالك بن قيس : از بزرگان خزرج ، درگذشتهء 32 هجرى ، مشهور به پارسايى و حكمت و در گذشته در شام است . رك . به : همان كتاب ، صفحهء 281 همان جلد . م .