الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

190

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

من بزرگ خواهد شد و من به چيزى جز آمرزش تو آرزو نبسته‌ام و جز به رضوان و خشنودى تو اميدوار نيستم . ( 1 ) اين صداى جان سوز مرا به خود متوجه كرد و از پى آن رفتم . ناگاه ديدم على بن ابى طالب است . خود را از او پوشيده داشتم تا مناجاتش را بشنوم و از جاى خود تكان نخوردم . على ( ع ) در آن دل شب نخست چند ركعت نماز گزارد و باز به دعا و تضرع و گريه روى آورد و شروع به بث و شكوى كرد و از جملهء راز و نياز او با خداوند اين گفتار بود كه ، پروردگارا ! هر گاه به عفو تو مىانديشم گناهم بر من سبك مىشود و هر گاه به شدت سختگيرى تو مىانديشم گرفتارى و بلاى من سخت مى - شود . واى بر من اگر در كارنامهء خويش گناهى را ببينم و بخوانم كه آن را فراموش كرده باشم و تو آن را به حساب آورده باشى و بگويى فرو گيريدش . واى ، واى بر چنان گرفتارى كه عشيره‌اش او را نمىتواند نجات دهد و قبيله‌اش براى او سودى نمى - رساند و چون نامش را در زمرهء گنهكاران اعلان كنند فرشتگان بر او رحمت مى - آورند . ( 2 ) اى واى از آتشى كه جگرها و كليه‌ها را مىسوزاند و گوشت و پوست را مىكند و از ميان مىبرد . اى واى از فرو گرفتن شراره‌يى از شراره‌هاى آتش . آنگاه على سخت گريست و ناگاه نه صدايى از او شنيدم و نه حركتى از او ديدم . با خود گفتم : از شدت بىخوابى و شب زنده دارى خواب بر او چيره شد و حال آنكه بايد هم اكنون او را براى نماز صبح بيدار كنم . ابو الدرداء مىگويد : خود را پيش او رساندم . ديدم همچون چوب خشكى به زمين افتاده است . حركتش دادم . ديدم هيچ تكان نمىخورد . آنچه كوشش كردم اثرى نكرد . گفتم : انا لله و انا اليه راجعون . به خدا سوگند كه على بن ابى طالب درگذشته است . شتابان به سوى خانه‌اش حركت كردم كه به آنان خبر دهم . ( 3 ) فاطمه ( ع ) فرمود : اى ابو درداء ! داستان چگونه بود و چون گفتم ، فرمود : اى ابو درداء ! به خدا سوگند اين حالت غشى است كه از بيم خداوند او را فرا مىگيرد . مقدارى آب آوردند و بر چهره‌اش زدند . به هوش آمد و به من نگريست كه مىگريستم . فرمود : اى ابو درداء ! از چه مىگريى ؟ گفتم : از آنچه تو بر سر خود مىآورى . ( 4 ) فرمود : اى ابو درداء ! پس چگونه خواهد بود آنگاه كه مرا براى حساب فرا خوانند و گنهكاران يقين به عذاب كنند و فرشتگان خشن و نگهبانان تندخو بر من گماشته شوند و من در پيشگاه ملك جبار بر پا باشم و دوستان مرا تسليم كرده باشند و همهء اهل دنيا بر من رحمت آورند . در آن حال رحمت و دلسوزى تو بر من