الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
104
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
خبر داد ، گفتند : باشد تا كاروانى برسد و از ايشان در بارهء آنچه گفتى بپرسيم . پيامبر فرمودند : نشان راستى اين گفتار اين است كه فردا با بر آمدن خورشيد ، كاروان شما اينجا مىرسد و پيشاپيش آن شترى خاكسترى رنگ حركت مىكند . سپيده دم فردا آنان آمدند و به گردنه مىنگريستند و مىگفتند : هم اكنون آفتاب طلوع مىكند . در همان حال كه قرص خورشيد سر زد كاروان هم فرا رسيد و پيشاپيش آن شترى خاكسترى در حال حركت بود . قريش از آنچه رسول خدا فرموده بود از كاروانيان پرسيدند . گفتند : آرى ، شترى از ما در فلان جا گم شده بود و آبى در ظرفى نهاده بوديم و چون صبح شد ديديم آب به زمين ريخته است . با وجود اين چيزى جز سركشى برايشان نيفزود . « 1 » ( 1 ) و روايت شده است كه جبرئيل « ع » به حضور رسول خدا « ص » آمد و همراهش چهار پايى كوچكتر از استر و بزرگتر از خر بود . پاهايش از دستهايش بلندتر بود و هر گام كه بر مىداشت تا آنجا كه چشم مىديد حركت و سير مىكرد ، و چون پيامبر ( ص ) خواست بر آن سوار شود ، چموشى كرد . جبرئيل به آن گفت : اين محمد ( ص ) است و براق چنان فروتنى كرد كه گويى به زمين چسبيده است . گويد همين كه پيامبر ( ص ) سوار بر آن شد دستهايش كشيدهتر و پاهايش كوتاه شد ، در تاريكى شب پيامبر ( ص ) را از كنار شتر و كاروانى برد كه بر شترى كه محمل نهاده بودند گذشت و آن شتر از صداى عبور براق رم كرد ، و مردى از آخر كاروان بانگ برداشت كه اى فلان ! فلان شتر رم كرد و فلان زن بار بر نهاد و دستش هم شكست و آن كاروان از ابو سفيان بود . آنگاه به ناحيهء بلقاء « 2 » رسيدند . رسول خدا فرمود : تشنهام . جبرئيل كاسهيى آب آورد كه پيامبر گرفت و نوشيد و به راه خود ادامه دادند . از كنار قومى گذشتند كه با قلابهاى آتشين از پاشنههاى پاى خويش باژگونه آويخته بودند . رسول خدا پرسيد : اى جبرئيل ! اينان كيستند ؟ گفت : كسانى هستند كه خداوند از حلال بىنيازشان فرمود و باز در جستجوى حرام بودند . آنگاه از كنار قومى گذشتند كه پوستهاى بدن ايشان را با سوزنهاى آتشين مىدراندند . فرمود : اى جبرئيل ! اينان
--> ( 1 ) . به نقل از امالى صدوق در صفحهء 336 جلد 18 بحار الانوار آمده است . م . ( 2 ) . نام بخش جنوب شرقى اردن ، هم موته و هم اربد را از اين منطقه دانستهاند . براى اطلاع بيشتر رك . به : مقالهء بول ) Buhl ( در دائرة المعارف اسلام ، ترجمهء عربى ، صفحهء 107 ، جلد 4 . م .