الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

103

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

همراه من نمىآيى ؟ گفت : بر من روا نيست كه از اين مكان پيشتر روم ، و پيامبر ( ص ) آنقدر كه خدا خواست پيش رفت تا آنكه اين كلام خدا را شنيد كه مىفرمود : من محمودم و تو محمدى . نام ترا از نام خود مشتق ساخته‌ام . هر كس به تو پيوندد ، من به او پيوسته‌ام و هر كس از تو ببرد ، من از او بريده‌ام . پيش بندگان من فرود آى و به ايشان از كرامت من نسبت به خودت خبر بده و من هرگز پيامبرى مبعوث نكرده‌ام مگر آنكه براى او وزيرى قرار داده‌ام ، همانا به تحقيق تو رسول منى و على وزير تو است . « 1 » ( 1 ) پيامبر ( ص ) چون به زمين باز آمد ، خوش نداشت كه چيزى براى مردم بگويد كه مبادا به او تهمت زنند ، كه ايشان تازه مسلمان بودند . تا آخر خبر كه طولانى است و اينجا نياورديم زيرا برخى از آن مربوط به امور ديگرى است كه ما در اين باب قصد بيان آن را نداريم . ( 2 ) امام صادق ( ع ) مىفرمايد : نخست شبانه پيامبر ( ص ) را به بيت المقدس بردند و محرابهاى پيامبران را به ايشان عرضه كردند و رسول خدا در آنها نماز گزاردند و جبريل ايشان را برگرداند . به هنگام بازگشت پيامبر ( ص ) از كنار كاروانى از قريش عبور فرمودند كه در ظرفى مقدارى آب داشتند و يكى از شتران خود را گم كرده و در جستجوى آن بودند . چون صبح شد پيامبر ( ص ) به قريش گفتند كه خداى عز و جل ديشب مرا به بيت المقدس برد و منازل و نشانه‌هاى باز مانده از پيامبران را كه درود خدا بر ايشان باد به من ارائه دادند ، و من در فلان جا از كنار كاروانى از قريش گذشتم كه شترى گم كرده بودند و از ظرف آب ايشان آب نوشيدم و بقيهء آن را بر زمين ريختم . ( 3 ) ابو جهل گفت : اينك فرصت به دست شما رسيد . از او بپرسيد شمار ستونها و قنديلهاى مسجد الاقصى چند است . آنان گفتند : اى محمد ! اينجا كسانى هستند كه به بيت المقدس رفته‌اند اينك براى ما وصف كن كه شمار ستونها و قنديلها و محرابهاى آن چند است ؟ در اين هنگام جبرئيل ( ع ) آمد و تصويرى از بيت المقدس برابر رسول خدا نهاد و پيامبر شروع به پاسخ دادن به پرسشهاى ايشان فرمود و چون

--> ( 1 ) . در صفحهء 213 امالى صدوق و به نقل از آن در صفحهء 339 جلد 18 بحار الانوار ، چاپ جديد آمده است . م .