الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

102

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

متعال به زودى براى من زمين را گشوده مىفرمايد و دين خود را بر همهء دينها پيروز مىكند و هم خبر داده است كه تو به جهان ديگر كوچ مىكنى و اكنون همراه من كلمه‌يى بگو كه سزاوار رضوان و رحمت خداوند گردى . گويد ابو طالب لبهاى خود را تكان داد و با انگشت هم اشاره كرد و پيامبر ( ص ) خشنود شدند و براى او آمرزش خواهى فرمودند . ( 1 ) شيخ امام اجل ابن الفارسى « 1 » مىگويد : هر كس بر خلاف اين بگويد ناچار است دليلى براى صدق گفتار خود بياورد و گر نه به گفتارش توجهى نخواهيم كرد « 2 » ( 2 ) اكنون پس از نوشتن خبر معراج پيامبر ( ص ) بخشى از معجزات رسول خدا را بيان مىكنيم . ( 3 ) سخن در معراج پيامبر ( ص ) ( 4 ) ابن عباس مىگويد : هنگامى كه پيامبر ( ص ) به آسمان برده شدند ، جبرئيل ايشان را كنار جويى برد كه نامش نور است و اين نور همانى است كه خداوند مىفرمايد : « ظلمات و نور را آفريده است » « 3 » . چون كنار اين جوى رسيدند جبرئيل به ايشان گفت : اى محمد ! در پناه بركت خدا از اين جوى بگذر كه خداوند چشم و بينش ترا روشن ساخته است و پيش روى تو گسترده است و اين جويى است كه هيچ كس از آن نگذشته است ، نه فرشتهء مقربى و نه پيامبر مرسلى ، جز اينكه من هر روز يك بار در اين جوى فرو مىشوم و چون از آن بيرون مىآيم بالهاى خود را تكان مىدهم و از هر قطره آب كه از پرهاى من مىريزد ، خداوند فرشتهء مقربى مىآفريند كه او را بيست هزار چهره و چهل هزار زبان است و هر زبان به كلام و لغتى سخن مىگويد كه زبان ديگر آن را نمىفهمد . پيامبر ( ص ) از آن جوى گذشت و به حجابها رسيد و شمار حجابها پانصد ، و فاصلهء هر يك از ديگرى پانصد سال بود ، باز جبرئيل گفت : اى محمد پيش برو و رسول خدا فرمود : اى جبرئيل ! چرا

--> ( 1 ) . قبلا هم گفتم كه اين مرد را نشناختم . آيا احمد بن محمد بن يحيى فارسى است كه تا سال 328 زنده بوده است ؟ و نام او در مجمع الرجال قهپايى ، ص 168 ، ج 1 ، آمده است . راهنمايى اهل فضل مايهء سپاس است . م . ( 2 ) . در همين كتاب ، مجلسى جداگانه در مورد ايمان حضرت ابو طالب و فاطمه بنت اسد است كه پس از طرح شهادت امير المؤمنين ( ع ) آمده است . م . ( 3 ) . راجع است به آيهء اول سورهء ششم ( انعام ) .