الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
101
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
سورهء أ لم تر كيف ( فيل ) را نازل فرمود . قريش چون اين سخنان را از پيامبر ( ص ) شنيدند از خانهء ابو طالب بيرون آمدند و گفتند : مىبينى كه محمد ( ص ) بر كبر و غرور خود افزوده است و يا جادوگر است يا جن زده و پيامبر را تهديد كردند و با يك ديگر نشستند و همپيمان شدند و سوگند خوردند كه اگر ابو طالب بميرد همهء قبايل قريش جمع شوند و تا هنگامى كه دستهاى ايشان ياراى گرفتن تازيانه داشته باشد متحد باشند كه محمد ( ص ) را بكشند . چون اين موضوع به اطلاع ابو طالب رسيد برادران و بستگان خويش و همپيمانان ايشان از قريش را خواست و نسبت به پيامبر به آنان سفارش كرد و گفت : اين برادرزادهام محمد ( ص ) همانطور كه خودش هم معتقد است ، مانند پسر من است و نياكان و دانشمندان ما خبر دادهاند كه محمد ( ص ) پيامبر امين و راستگوست و سخن بر حق و امانت مىگويد و او را از سوى خداوند ، شأن عظيم و مكان رفيع است . اكنون روزگار من سر آمده است و شما بازماندگان نژادهايد . دعوتش را بپذيريد و بر يارى دادنش هماهنگ باشيد و دشمن را از كنارش برانيد كه موجب شرف جاودانه براى شما در همهء روزگار خواهد بود و سپس اين ابيات را خواند : ( 1 ) « در مورد يارى كردن اين امين كه ديدارش سرا پا خير و نيكى است پس از خودم به على و عموى گراميش عباس سفارش مىكنم ، و به حمزه - شيرى كه از حملهاش بيم مىشود - و به جعفر كه در برابر مردم از او دفاع كنند . به تمام بنى هاشم سفارش مىكنم به يارى دادن او و اينكه در قبال جنگ مردم تجربههاى خود را به كار گيرند . مادر من و آنچه زاييده است فداى شما باد و در پيشگاه احمد ( ص ) به هنگام جنگ و ترس سپر بلا باشيد ، با شمشيرهاى سپيد كه كنارههاى آن صيقلى است و در تاريكى شب آنها را همچون چراغ مىبينى و مىپندارى . » « 1 » ( 2 ) چون پيامبر ( ص ) اين سخنان را از عموى خود شنيد ، فرمود : عمو جان ! يك كلمهء ديگر هم بر زبان آور تا به آن وسيله شفاعت من روز رستاخيز براى تو واجب گردد . ابو طالب گفت : اى برادر زاده ! راست مىگويى . همانا كه تو بر حق پيامبرى و پروردگار تو خداى بر حق است . پيامبر فرمود : عمو جان ! خداوند به من وعده فرموده است كه قريش به زودى به آنچه كه امروز منكر آن است ايمان خواهد آورد و خداوند
--> ( 1 ) . گفتگوى قريش با يك ديگر و همين ابيات به نقل از مقاتل در صفحهء 61 جلد اول مناقب ابن شهر آشوب و به نقل از آن در صفحهء 90 جلد 35 بحار الانوار ، چاپ مكتبة الاسلاميه آمده است . و در آن دو كتاب صحيحتر و با اختلاف لفظى اندكى است . در ترجمه از آنها كه صحيحتر بود ، استفاده شد . م .