ابراهيم بيضون ( مترجم : اصغر محمدى سيجانى )

43

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي )

عمر چنين فرمود : « اگر اين سرزمين را ترك كنى ، اعراب از هر سو و هر ديار عليه تو قيام خواهند كرد » « 1 » . عمر در پاسخ اين نظر گفت : « نظر درست همين است ، و تمايل خود من نيز پيگيرى آن بود ، پس فردى را به من معرفى كنيد تا ولايت را به او واگذارم » « 2 » . پس از موفقيتهاى به دست آمده در حملاتى كه عمر به شام ، عراق و مصر ترتيب داده بود ، مسلمانان در اين كشورها به طور گسترده‌اى منتشر شدند ، بنابراين ، موقعيت جديد ايجاب مىكرد كه دستگاه خلافت براى كنترل امور در مركز خلافت و اطراف آن در سازمان ادارى خود تحول ايجاد كرده آن را ترقى بخشد . لذا با راهنمايى فردى به نام مرازبه ، كه يكى از ايرانيان حاضر در مدينه بود ، ديوان به وجود آمد « 3 » . و وقتى عمر مىخواست موضوع تقسيم بيت المال را تنظيم كند ، على ( ع ) و عبد الرحمن عوف به وى گفتند از خود آغاز كن . « 4 » ولى او به خاطر ارج نهادن به موقعيت بنى هاشم و رعايت موازنه در سياست داخلى خود ، ترجيح داد از بنى هاشم شروع كند ، بىآنكه سابقه دار بودن در دين و خطرپذيرى در راه آن در غزوه‌هاى مهم و جنگهاى بزرگ و فتوحات را ناديده انگارد « 5 » . على همچنان حضور برجسته و نمايان خود در دستگاه خلافت عمر را پى مىگرفت و خليفه نيز به نوبهء خود در پندگيرى از نصيحت و راهنماييهاى او ترديد روا نمىداشت . وقتى عمر از صحابه خواست تا ميزان ثروتى كه براى او رواست را ارزيابى مىكنند « 6 » . و همچنين در هنگام توزيع خمس غنايم مدائن « 7 » . به نظريات على ( ع ) پايبند بود ؛ و براى به كارگيرى يك تقويم ويژهء مسلمانان ( در سال 16 ه ) كه از هجرت رسول اكرم به مدينه آغاز مىگردد ، از مشورت آن حضرت بهره برد . بدين ترتيب على ( ع ) همواره در كنار عمر بود . به ويژه كه در شخصيت خليفه كسى را مىديد كه در برابر منافع و مصالح عمومى كوتاه نمىآيد و در مورد آن با كسى

--> ( 1 ) همان ، ج 3 ، ص 8 . ( 2 ) همان . ( 3 ) ابن طباطبا ، الفخرى فى آداب السلطانيه : ص 83 . ( 4 ) ابن اثير ، همان ، ج 2 ، ص 502 . ( 5 ) همان ، صص 503 - 502 . ( 6 ) همان ، ص 518 . ( 7 ) ابن اثير ، همان ، ج 2 ، ص 526 .