ابراهيم بيضون ( مترجم : اصغر محمدى سيجانى )
31
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي )
سخنانى كه به پيامبر ( ص ) منسوب است درنگ كنيم ، مىيابيم كه آن حضرت از رويدادهايى كه پس از او در انتظار انصار است خبر مىدهد . لذا احساس خوف از پيگرد و سركوبى در ميانشان رشد كرد . شيخ محمد مهدى شمس الدين اين نظريه را بر اساس احاديث متعدد ارائه مىكند كه از جملهء آنها حديثى است كه در صحيح بخارى آمده است : « امّا بعد اى مردم ، همانا مردم در حال فزونىاند ولى انصار رو به كاستى مىگذارند تا آنجا كه به مانند نمكى خواهند شد كه - اندكى از آن را - بر غذا مىافزايند ، پس هر كس از ميان شما مسئوليتى يافت كه به واسطهاش مىتواند به افراد سود و زيان برساند از نيكوكاران انصار نيكى را بپذيرد و از خطاكاراشان درگذرد . » « 1 » . در اينجا ، هدف ، پرداختن به بررسى گستردهء جريانات سياسى در اولين جامعهء اسلامى نيست ، بلكه منظور ارزيابى مجدد مرحلهاى است كه انصار شاهد بروز دو جريان اعلام نشده در جبههء مهاجرين بودند . جريان اول جريانى است كه على ( ع ) نماد آن بود و برخى مورخان آن را « حزب هاشمى » ناميدهاند . و جريان دوم جريانى بود كه نظريه « وسط » ( ميانهروى ) را پيشه كرد ، كه از معادلهاى كه قريش در ميان اعراب براى خود مجسم ساخته بودند و ابو بكر آن را در سقيفه بيان داشت برمىخواست : « ميانهروترين اعراب در خانواده و اصل و نسب » « 2 » . جريانى كه على ( ع ) آن را رهبرى مىكرد ، حتى پيش از بيمارى پيامبر ، از خلال اين تصور كه رهبرش خليفهء بعدى است ، حضور فعّالى در جامعه داشت ؛ اما جريان دوم اگر چه در انديشهء بعضى از رهبران مهاجر كه رقيب على ( ع ) بوده و نمىتوانستند خلافت را در بنى هاشم امرى دائمى بدانند ، وجود داشت ، ولى موجوديت خود را اعلام نمىكرد . به سقيفه بازگرديم ؛ نزديك بود كه انصار بارزترين رهبران خود يعنى سعد بن عباده را كانديداى خلافت كنند كه خبر آن به مهاجرين در خانهء رسول خدا ( ص ) رسيد . و عمر بن خطاب سعى كرد تا فضاى حاكم بر جامعه كه خلافت را بىترديد و به طور
--> ( 1 ) شرح صحيح بخارى ، ج 7 ، ص 93 . نگاه كنيد به نظام الحكم و الإدارة فى الاسلام نوشته شيخ شمس الدين ، ص 59 . ( 2 ) زهرى : المغازى النبويه ، ص 143 .