صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

87

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

آفريد ، انسان را از علق آفريد . بخوان و پروردگارت بس گرامى است . همان كه با قلم [ و كتابت ، انسان را ] آموزش داد . آن چه را كه انسان نمىدانست ( به تدريج به او ) آموخت . ] ( 1 ) پيامبر در حالى كه قلبش مىتپيد از غار برگشت و نزد خديجه آمد و گفت : مرا بپوشانيد ، مرا بپوشانيد . او را پوشانيدند تا آن حالت روع و هراس از او دور گشت . به خديجه گفت : چه بر سر من آمده ، چه مىبينم ؟ من از خود بيم دارم . سپس ماجرا را بازگفت . خديجه فرمود : هرگز ، خداوند تو را رسوا نمىكند و تنهايت نمىگذارد ؛ چون تو دوست‌دار خويشاوندان ، پذيراى رنج و مشقت ، يارى دهندهء مستمندان ، مهمان‌نواز و مددكار حق و پشتيبان درماندگان هستى . با خديجه نزد ورقه پسر نوفل ، پسر اسد ، پسر عبد العزّى ، پسر عموى خديجه رفت . ورقه ، پير مردى نصرانى بود و كتاب انجيل را به عبرى مىنوشت و در اواخر عمر نيز كور شده بود . خديجه گفت : اى پسر عمو ! به برادرزاده‌ات گوش فرا ده . ورقه گفت : چه ديده‌اى ؟ پيامبر آن چه را كه ديده بود ، برايش بيان كرد . ورقه گفت : اين ، جبرئيل و همان رازدار بزرگى است كه خداوند او را نزد موسى - عليه السّلام - فرستاد . اى كاش جوان مىبودم ، اى كاش ، وقتى تو را از مكه بيرون مىكردند ، زنده مىبودم [ تا به همراهت مهاجرت مىكردم و يارت مىشدم ] قومت ، تو را مىآزارند و از شهر خود بيرونت مىكنند . پيامبر گفت : از مكه بيرونم مىكنند ؟ ! گفت : بله ! هر كس چنين پيامى بياورد كه تو آورده‌اى ، دشمنش مىشوند و با او مىجنگند . اگر آن روز زنده باشم ، تو را به خوبى يارى خواهم كرد . اما ورقه [ همان روزها ] فوت كرد و براى مدتى نيز ، ادامهء وحى قطع شد . « 1 » ( 2 ) طبرى و ابن هشام مطلب سودمندى نقل مىكنند كه : پيامبر پس از آن كه وحى ناگهانى بر او فرود آمد ، و اعتكاف را به پايان برد از غار بيرون شد و به مكه بازگشت . باز طبرى مىگويد : وقتى از غار بيرون رفت نورى در مقابل او مىدرخشيد . ( 3 ) پيامبر مىگويد : پس از نزول وحى از اعمال شاعر و ديوانه بسيار نفرت داشتم و نمىخواستم آنان را ببينم ؛ حال آن كه وقتى قريش ، مرا [ پس از رسالت ] شاعر و مجنون مىپنداشتند ؛ خواستم بالاى كوه بلندى بروم و خود را پايين اندازم و [ از اين كه وحى قطع شده

--> ( 1 ) - صحيح بخارى / 1 / 2 . با اختلافاتى كم در لفظ در كتاب تفسير و تعبير .