صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

62

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) از فوايد بخشندگى آنان ، اين كه : به خاطر شراب‌خوارى مورد ستايش قرار مىگرفتند . البته نه به خاطر خود شراب‌خوارى و بدمستى ؛ بلكه شراب‌خوارى آن مردم معمولا راهى به سوى بخشش و دهش بود و در اين مورد خوددارى نمىكردند . و به همين دليل به درخت انگور : « كرم » و به شراب « بنت الكرم » : دختر رز مىگفتند . اگر به ديوان شعراى آن زمان نظرى بيندازيم ، قسمتى از آن به مدح و ستايش و بر خود باليدن است . عنتره پسر شداد عبسى [ يكى از سرايندگان سبعهء معلّقه ] مىگويد : « در جا مىنگارين چقدر باده‌گسارى كرده‌ام آن روزها كه گرما به نهايت مىرسيد و از مى ناب ، مست و بدحال مىشدم . شرابى ارغوانى را از جامى بلورين و سر بسته در ساغرى زرين مىريزم . چون به باده خوارى نشينم مالم را فدا مىكنم و آبرويم را مصون مىدارم . نگارينا ! تا نپندارى بخشش من از روى مستى است ؛ چون به هوش آيم ، بازهم - همانطور كه خبر دارى ، بخشش از خصوصيات من است كه - ، دلى كريم و كفى بخشنده دارم . » « 1 » ( 2 ) باز از نتايج سخاوت آنان ، قمار بازى بود كه راهى به سوى دست‌گيرى اين و آن مىگشود . مثلا : سودى كه از راه قمار و يا آن چه اضافه بر سهم سودبرندگان ، به دست مىآوردند ، به تهىدستان مىدادند . اين است كه قرآن مىفرمايد : « . . . وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما . . . « 2 » » : [ . . . گناه شراب و قمار از سودشان بزرگتر است . . . ] ( 3 ) 2 - از جملهء آن اخلاق : وفا به پيمان است كه هم چون آيينى به آن فرا چنگ مىزدند و ريختن خون فرزندان و نابودى خانه و مسكن خود را در راه اين آرمان ، فدا مىكردند . شرح

--> ( 1 ) - و لقد شربت من المدامة بعد ما * ركد الهواجر بالمشوف المعلم بزجاجة صفراء ذات أسرّة * قرنت بأزهر بالشمال مفدّم فاذا شربت فإنّنى مستهلك * مالى ، و عرضى وافر لم يكلم و اذا صحوت فما اقصّر عن ندى * و كما علمت شمائلى و تكرّمى . ( 2 ) - بقره / 219 . [ [ عيب مى جمله چو گفتى هنرش نيز بگو * نفى حكمت مكن از بهر دل عامى چند . ] ( حافظ )