صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

63

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

احوال : « هانى پسر مسعود شيبانى ، سموأل پسر عاديا و حاجب پسر زرارهء تميمى » معرّف وفادارى آنان است . ( 1 ) 3 - عزّت نفس و ( خويشتن‌دارى ) و نپذيرفتن خوارى و ذلت و ستم : از نتايج اين منش ، دلاورى زايد الوصف ، غيرتمندى و اثرپذيرى را مىتوان نام برد . هر سخنى را كه بوى خوارى و پستى به مشام مىرساند ، در برابرش با شمشير و نيزه آمادهء دفاع مىشدند و جنگهاى فراگير را برمىانگيختند و هيچ‌گاه از فدا كردن و جان باختن خود در اين راه دريغ نمىورزيدند و اهمّيّت نمىدادند . ( 2 ) 4 - قاطع بودن در تصميم‌ها : هرگاه براى كارى تصميم مىگرفتند و در آن عزّت و بزرگى خود را مىديدند ؛ هيچ‌كس نمىتوانست آنان را بازدارد ؛ بلكه براى رسيدن به آن هدف ، خود را به خطر مىانداختند . ( 3 ) 5 - صبر و بردبارى و وقار و سنگينى كه : به آن مىباليدند ، و به دليل شجاعت و دلاورى و جنگجويى ، جسمى نيرومند و ورزيده داشتند . ( 4 ) 6 - ساده زيستن ، خوش‌خويى و آلوده نگشتن به جلوه‌ها و ترفندهاى مدنيّت : از فوايد و نتايج اين سادگى و بىپيرايگى و عدم آلودگى به ظواهر فريبنده ؛ امانت‌دارى و بيزارى از دروغ و خيانت و حيله‌گرى بود . مىبينيم كه اين اخلاق ارزنده - با توجه به موقعيت جغرافيايى جزيرة العرب در جهان آن روز - سبب آمادگى و برگزيده شدن آن ملّت براى برداشتن بار سنگين پيام جهانى و رهبرى جامعهء انسانى و جوامع بشرى گرديد ؛ زيرا هر چند برخى از آن اخلاق به سوى شر و فساد و رويدادهاى دردناك مىگراييد ؛ اما - باز - در ذات خود ، اخلاقى گرانمايه بود و منافع عمومى را - پس از اصلاح شدن - براى جامعهء انسانى در برداشت . و اين همان است كه اسلام برايش تلاش مىكرد . شايد گران‌بهاترين و سنگين‌ترين منافع نزد مردم عرب پس از وفا به عهد ، عزّت نفس ( خويشتن‌دارى ) و تصميم جدى بود ؛ چون جز با نيروى غالب و عزم راسخ و آهنين ، نمىتوان ، دادگرى و نيكوكارى را به جاى شر و تباهى نشاند . . .