صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
59
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) زنان و مردان عرب جاهلى به زور شمشير و سر نيزه اجتماعاتى برپا مىكردند كه اگر هر كدام از آن دستهها بر ديگرى پيروز مىشد ، زنان گروه شكست خورده را اسير مىكردند و از آنها كام مىگرفتند ؛ امّا فرزندانى كه از اين زنان به دنيا مىآمدند ، در تمام زندگىشان آن اعمال را براى خود لكّهء ننگى مىدانستند . مردان دوران جاهلى همزمان ، همسران بسيارى انتخاب مىكردند و دو خواهر را با هم به زنى مىگرفتند و زنانى را كه پدرانشان به ازدواج خود درآورده بودند - پس از مرگ پدر يا طلاق گرفتن زن - به همسرى برمىگزيدند . [ نساء / 23 - 22 ] و قسم خوردن به طلاق در ميان مردان از شمار به در بود . « 1 » ( 2 ) عمل زشت زنا در تمام مجالس و مراكز شايع بود و حدّ ميانهاى نداشت تا آن را به برخى از گروهها اختصاص دهيم ؛ مگر افرادى با شخصيّت كه از اين گرداب پستى و لجنزار حقارت ، گليم خويش را بيرون كشيده باشند . اخلاق و رفتار زنان آزاد از كنيزان بهتر بود . آشكار است كه اكثريّت قريب به اتفاق از مردم دوران جاهلى در برابر آن همه آلودگى و كارهاى زشت ، هيچگونه ننگى را احساس نمىكردند . ابو داود از عمرو پسر شعيب و او از پدر و پدر بزرگش روايت مىكند كه : مردى در حضور پيامبر به پا خاست و گفت : اى پيامبر ! فلانى پسر من است ، چون در زمان جاهلى با مادرش زنا كردهام . پيامبر فرمود : « اسلام [ گذشته را ] مورد بازخواست قرار نمىدهد . قانون جاهلى تمام شد . فرزند از آن زن بدكاره است [ و كار حرام به مرد زناكار بازمىگردد . ] و سهم او سنگ است . » داستان ستيزهجويى سعد پسر ابى وقاص و عبد پسر زمعه دربارهء عبد الرحمن پسر زمعه ، مشهور است . ( 3 ) علاقهء مرد به فرزندانش انواع گوناگون دارد ؛ كه گويند : « 2 » « فرزندان ما در ميان ما جگرگوشههاى ما هستند كه بر روى زمين قدم مىزنند . » از صفات بد و ناپسند ديگر مردم عرب اين كه : از بيم هزينهء زندگى ، و ننگ دختر داشتن ،
--> ( 1 ) - ابو داود ، بحث طلاق ثلاثه . . . و سبب نزول « الطّلاق مرّتان » . ( 2 ) - ابو داود باب ولد الفراش .