صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
588
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
كه دو بار فرمود : « ديگر بس است . » و پس از اين آب درمانى ، آرام گرفت و دردش كمتر شد و سرش را بست و به مسجد آمد و به منبر رفت و براى مردم - كه پيرامونش گرد آمده بودند - خطبهاى ايراد كرد و گفت : « نفرين خدا بر يهوديان و نصارى باد كه قبرهاى پيامبرانشان را سجدهگاه گردانيدهاند . » در روايت ديگرى چنين است : « خداوند يهوديان و نصارى را بكشد كه قبرهاى پيامبرانشان را سجدهگاه گردانيدهاند . » « 1 » بازگفت : « قبر مرا به بتكده تبديل مكنيد كه عبادتگاه مردم شود . » « 2 » آنگاه خود را در معرض قصاص نهاد و گفت : « اگر به پشت هر كس تازيانه زده باشم ، پشت من حاضر است ، آن كس قصاص كند و اگر با دادن دشنام ، شخصيّت كسى را لكهدار كرده باشم ، اين منم و آن كس كه براى قصاص اقدام كند . » ( 1 ) پس از آن ، از منبر فرود آمد و نماز ظهر را خواند و دوباره به منبر رفت و همان سخنان پيشين را در خصوص كينهتوزى و امثال آن ، بازگفت . مردى از ميان جمع گفت : من سه درهم نزد تو دارم ، به فضل دستور داد : آن را بپرداز . سپس راجع به انصار چنين سفارش كرد : « به شما در مورد انصار سفارش مىكنم كه : آنان پارهء وجود وابستگان من هستند و بدون قصور ، مسئوليّت خويش را به جاى آوردهاند ؛ ولى جواب [ كامل ] خوبيهايشان هنوز مانده است . از كارهاى نيك نيكوكارانشان استقبال كنيد و از كارهاى نامناسبشان درگذريد . » در روايت ديگرى آمده است كه : « شمار مسلمانان ، رو به افزون است و جمعيّت انصار رو به كاستى ؛ تا هم چون نمك در خوراك باشند . حال اگر هر كس از شما مسئوليتى به گردن گرفت و بتواند به كسى زيان وارد كند و يا بهرهمندش گردانيد ؛ بايد از كارهاى نيكوكاران انصار استقبال نمايد و از كارهاى نامناسبشان صرفنظر كند . » « 3 » ( 2 ) باز پيامبر گفت : « [ بدانيد كه : ] خداوند ، بندهاى را ميان تجملات و زيورهاى دنيا و هر چه بخواهد و ميان آن چه نزد آفريدگار است ؛ مخير گردانيد . آن بنده ، آن چه نزد پروردگار است برگزيد . » ابو سعيد خدرى مىگويد : [ در اين هنگام ] ابو بكر ، گريه سر داد و گفت : « با پدران و
--> ( 1 ) - صحيح بخارى / موطاى امام مالك . ( 2 ) - موطاى امام مالك . ( 3 ) - صحيح بخارى .