صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
585
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) پس با توجه به اين جسارت و استكبار ، پيامبر - ص - لشكر عظيمى را در سال يازدهم ه . به فرماندهى اسامه پسر زيد پسر حارثه ، فراهم آورد و به آنان امر كرد تا نواحى بلقاء و داروم را در سرزمين فلسطين جولانگاه و ميدان تاختوتاز خود قرار دهند تا بار ديگر دلهاى باديهنشينان در مرزهاى شام ، به اسلام و مسلمانان مطمئن گردد و كسى نپندارد مقابله با اقتدار كليسا ناممكن است و گرويدن به اسلام جز مرگ ارمغانى ندارد . به اين دليل كه فرماندهء اين لشكر خيلى جوان بود و سن چندانى نداشت ، در ميان جمع مردم ، سخنانى گفته شد كه شايد پيامبر او را به عنوان فرمانده اعزام نكند . اما پيامبر گفت : اگر فرماندهى اسامه را مورد نكوهش قرار مىدهيد ؛ در پيش نيز فرماندهى پدرش را نكوهش كرديد . قسم به خدا ، پدرش براى فرماندهى آفريده شده و نزد من از محبوبترين انسانها بود و اين جوان نيز پس از او نزد من محبوبترين است . « 1 » مردم از گوشه و كنار به دور اسامه حلقه زدند و به لشكرش پيوستند . اين سپاه از مدينه بيرون رفت و در « جرف » يك فرسخى شهر فرود آمد . اما خبر درد آور بيمارى پيامبر - ص - سپاه را از حركت متوقف كرد . و منتظر فرمان الهى شدند . خداوند نيز چنين خواست كه اين لشكر ، اولين نيروى اعزامى در زمان خلافت ابو بكر صديق باشد . « 2 »
--> ( 1 ) - صحيح بخارى . باب اعزام اسامه . ( 2 ) - بخارى / ابن هشام .