صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

506

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) نماز گزاردن پيامبر در كعبه و سخن گفتن با قريش پيامبر به درون كعبه رفت . اسامه و بلال نيز در محضرش بودند . در را بر روى خويش بستند . پيامبر ، به ديوار مقابل در روى نمود و در فاصلهء سه ذراع از ديوار به نماز ايستاد و از شش پايهء كعبه - كه در آن موقع داشت - دو پايه را در سمت راست ، يك پايه را در سمت چپ و سه پايه را پشت سر قرار داد . پس از اداى نماز در درون كعبه دورى زد و در جاى جاى آن تكبير و تهليل ( اللّه اكبر و لا إله الا اللّه گفتن ) سر داد . آنگاه در را گشود . قريشيان گرداگرد بيت ، اجتماع كرده و به صف ايستاده و منتظر بودند كه پيامبر چه كار مىكند ؟ پيامبر ، دو طرف چارچوب در كعبه را گرفت و خطاب به مردم مكه كه زير آستانهء در ايستاده بودند ؛ گفت : « هيچ خداى راستينى جز خداى يكتا نيست ؛ خدايى بىهمتا و بىانباز است . به وعده‌اش وفا نمود ؛ بنده‌اش را يارى داد و به تنهايى همهء گروههاى دشمن را در هم شكست . هان ! جز پرده‌دارى و خدمتكارى كعبه و آب دادن به حاجيان ، همهء امتيازات و افتخارات قبيلگى يا مال افزونى و يا خونخواهى زير پاهاى من است . بدانيد ! قتل غير عمد - با تازيانه و عصا - هم چون قتل عمد و خون بهاى آن مضاعف است كه يكصد شتر مىباشد كه چهل شتر از آنها بچه در شكم داشته باشند . ( 2 ) مردم قريش ! [ بيدار باشيد كه : ] اسلام ، مباهات و فخرفروشى جاهلى به پدران و گذشتگان را از شما زدوده است . تمام مردم از تبار آدم‌اند و آدم از خاك است . « يا أَيُّهَا النَّاسُ ، إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ ، إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ . » : « 1 » [ اى مردم ! ما شما را از مرد و زنى آفريده‌ايم و شما را تيره تيره و قبيله قبيله در آورده‌ايم تا با يكديگر انس و آشنايى يابيد ؛ بىگمان ارجمندترين شما نزد خدا پارساترين شماست . ( و ) خداوند داناى آگاه است . ] سپس فرمود : اى قريش ! مىپنداريد كه چگونه با شما رفتار نمايم ؟

--> ( 1 ) - حجرات / 13 .