صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
471
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) بقيهء سرايا و نبردهاى سال هفتم ( 2 ) نبرد ذات الرقاع پس از آن كه پيامبر دو جناح نيرومند و توطئهگر از احزاب سهگانه را در هم شكست ؛ آسوده گشت و به جناح سوم يعنى ، اعراب سنگدل شب گرد بيان خشك نجد پرداخت . آن اعرابى كه همواره و هر آن بيم و هراس و آشوب را به وجود مىآوردند و به غارت و حمله دست مىزدند . چون اين صحرانشينان در يك شهر و مكان ويژهاى گرد نمىآمدند و در قلعهها و دژها ماندگار نمىشدند ؛ دستيابى به آنان و خاموش كردن آتش شرارتشان نسبت به اهل مكه و خيبر بسى دشوارتر بود . بنابراين ، جز يورش تأديبى و تهديد و گوشمالى ، راهى ديگر وجود نداشت و مسلمانان نيز چندين بار اين تاكتيك را به كار گرفتند . براى نشان دادن شوكت و اقتدار در مقابل باديهنشينانى كه به منظور حمله و غارت در اطراف مدينه گرد آمده بودند ؛ پيامبر يورشى تأديبى ترتيب داد كه به نبرد ذات الرقاع اشتهار يافت . ( 3 ) تاريخنويسان وقوع اين نبرد را به سال چهارم ه نسبت دادهاند ؛ اما شركت ابو موسى اشعرى و ابو هريره - رضى اللّه عنهما - در اين نبرد ، نشان مىدهد كه پس از خيبر و در ماه ربيع الاول سال هفتم ه . به وقوع پيوسته [ كه پيشتر به آن اشاره شده است ] . خلاصهء آن چه كه سيرهنويسان پيرامون اين نبرد ذكر كردهاند ، آن است كه : پيامبر شنيد طايفهء انمار يا بنى ثعلبه و بنى محارب از غطفان گرد آمده [ و در صدد توطئه هستند ] . به سرعت با چهار صد يا هفتصد نفر از يارانش به سوى آنان به راه افتاد و ابو ذر غفارى يا عثمان