صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

452

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

پياده بوده است . ] پيامبر مرا در ترك « عصبا « 1 » » ى خود سوار كرد و به مدينه بازگشتيم . در اين نبرد ، پرچمدار ، مقداد پسر عمرو بود . و ابن ام مكتوم نيز در مدينه ، مسئول امور مسلمانان شد . « 2 » ( 1 ) نبرد خيبر و وادى القرى در محرم سال هفتم ه خيبر شهرى بزرگ و داراى قلعه‌ها و كشتزارهاى فراوان بود كه در فاصلهء 60 يا 80 مايلى شمال مدينه قرار داشت . اكنون روستايى است كه چندان آب و هوايش مناسب نيست . ( 2 ) انگيزهء نبرد پيامبر پس از صلح حديبيه از جانب نيرومندترين و سرسخت‌ترين دشمن يعنى ، قريش آسوده خاطر گشت و - از آن جهت - خود را در امان ديد ؛ خواست كار دو جناح ديگر يعنى ، يهود و قبايل نجد را يكسره كند تا امنيّت و آرامش كامل در جامعه سايه گستراند و مسلمانان از نبرد خونين و پيوسته ، دمى بياسايند تا اين رسالت بزرگ را به جهانيان ابلاغ نمايند . خيبر ، لانهء دسيسه و ترفند ، مركز آشوبهاى نظامى و تحريكات و جنگ‌افزارها و جنگ افروزىها و خون‌ريزى بود . بنابراين ، لازم بود مسلمانان پيش از هر چيز براى خاموش كردن فتنهء آنجا اقدام كنند . مردم خيبر با اين توصيف ، همان كسانى بودند كه جنگ احزاب را بر ضد مسلمانان برپا كردند و بنى قريظه را به خيانت و پيمان‌شكنى واداشتند و سپس به منافقان ( ستون پنجم ) در جامعهء اسلامى و غطفان و اعراب صحرانشين كه جناح سوم احزاب بودند ؛ پيوستند و همگى در برابر مدينه ، آراستهء جنگ شدند و براى مؤمنان گرفتاريهاى پياپى به وجود آوردند ؛ تا

--> ( 1 ) - لقب شتر مادهء پيامبر . حيوان مادهء گوش شكافته يا شاخ شكسته . در اقرب الموارد آمده كه : به دليل اصالت نژاد ، شتر پيامبر را « عصبا » لقب داده‌اند ، نه به خاطر شكافته شدن گوش . ( 2 ) - صحيحين / زاد المعاد .