صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

444

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) 6 - نامه به هوذه پسر على زمامدار يمامه پيامبر - سلام اللّه عليه - چنين نوشت : « بسم اللّه الرحمن الرحيم . از محمد ، پيامبر خدا به هوذه پسر على . درود بر آن كس كه پيرو حق و راستى است . [ اى هوذه ! ] بدان كه دين من تا آنجا كه سمّ اسبان و شتران برسد ، خواهد رسيد . پس مسلمان شو تا مصون بمانى و آن چه را كه اكنون در اختيار دارى از آن تو قرار « 1 » دهم . » ( 2 ) حضرت ، براى رسانيدن اين پيام ، سليط پسر عمرو عامرى را برگزيد . سليط نزد هوذه رفت و نامهء مهرشدهء پيامبر را به او داد و برايش خواند . هوذه نامه را بىجواب نگذاشت و در پاسخ پيامبر نوشت : « چه پسنديده و زيبنده است ، آن هدفى كه تو مردم را به سوى آن فرا مىخوانى ! ملّت عرب از موقعيّت من مىترسند . برخى از كارها را به من واگذار [ و مرا شريك خود گردان ] تا تو را پيروى كنم . » سپس مقدارى هديه به سليط داد و از بهترين لباس بافت هجر او را خلعت نمود . او نيز همه را پيش پيامبر آورد . پيامبر نامهء هوذه را خواند و گفت : اگر كمترين قطعه زمينى از من بخواهد ، هرگز به او نخواهم داد . [ آنگاه گفت : ] هوذه نابود شد و مملكت از كفش بيرون رفت . پس از بازگشت از فتح مكه جبرئيل آمد و خبر مرگ هوذه را به پيامبر داد . پيامبر گفت : دروغگويى از سرزمين يمامه - كه مدعى پيامبرى است - ظهور خواهد كرد . و پس از فوت من كشته خواهد شد . يكى از يارانش پرسيد ، چه كسى او را از پاى در مىآورد ؟ گفت : تو و يارانت . « 2 » و همچنين شد [ كه در زمان خلافت ابو بكر صديق - رضى اللّه عنه - مسيلمهء كذّاب به دست مسلمانان كشته شد . ]

--> الذنوب ، فاقبل منهم ، و إنك مهما تصلح فلم نعزلك عن عملك و من أقام على يهودية أو مجوسيه فعليه الجزية . ( زاد المعاد ) . ( 1 ) - بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . من محمد رسول اللّه إلى هوذة بن على ، سلام على من اتّبع الهدى ، و اعلم أن دينى سيظهر إلى منتهى الخفّ و الحافر فاسلم تسلم ، و أجعل لك ما تحت يديك . ( 2 ) - زاد المعاد .