صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

445

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) 7 - نامه به حارث پسر ابو شمر غسّانى فرمانرواى دمشق « بسم اللّه الرحمن الرحيم . [ اين ، پيامى است ] از محمد ، پيام‌آور آفريدگار به حارث پسر ابو شمر . درود بر آن كس كه از رهنمودهاى پيامبر پيروى كند و به او ايمان آورد و او را تصديق نمايد . من تو را دعوت مىكنم كه به خداى يكتاى بىشريك ايمان بياورى ؛ تا سرزمين دمشق از دستت نرود و حكومتت پايدار بماند . » « 1 » قاصد ، شجاع پسر وهب از تبار بنى اسد پسر خزيمه بود . وقتى نامه را به حارث داد ؛ گفت : چه كسى مملكت را از من مىگيرد ؟ ! اينك من به سوى محمد مىروم و مسلمان نشد . « 2 » [ از قيصر اجازه گرفت به جنگ پيامبر بيايد ؛ به او اجازه نداد . ] ( 2 ) 8 - عمر و عاص و نامه به شاهان عمان پيامبر نامه‌اى به شاهان عمان ، جيفر و برادرش عبد ، پسران جلندى نوشت . متن نامه بدين شرح است : « بسم اللّه الرحمن الرحيم . [ پيامى است ] از سوى محمد بن عبد اللّه به جيفر و عبد ، پسران جلندى . درود بر آن كس كه راه هدايت را پيروى مىكند . [ اى زمامداران عمان ! ] شما را به سوى اسلام و يكتاپرستى فرا مىخوانم . اسلام را بپذيريد تا سلامت هر دو جهان را به دست آوريد . من فرستادهء آفريدگار به سوى همهء مردم جهان هستم ؛ تا به كسانى كه روانى پاك و دلى زنده دارند ، هشدار دهم و حجت و سخن خدا دربارهء ناسپاسان ، به اجرا در آيد . اگر ايمان بياوريد و به مسلمانى اعتراف كنيد ؛ هر دو را بر فرمانروايى مملكت خويش قرار خواهم داد و اگر از پذيرش دين اسلام امتناع ورزيد ، اقتدار و زمامدارى شما نابود مىشود و ياران من به آنجا مىآيند و رسالتم را در آن سرزمين ، انتشار مىدهند . » « 3 »

--> ( 1 ) - بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . من محمد رسول اللّه إلى الحارث ابن أبى شمر ، سلام على من اتّبع الهدى و آمن به و صدّق ، و إنى أدعوك الى أن تؤمن باللّه وحده لا شريك له ، يبقى لك ملكك . ( 2 ) - زاد المعاد . ( 3 ) - بسم اللّه الرحمن الرحيم . من محمد بن عبد اللّه إلى جيفر و عبد ، ابنى الجلندى ، سلام على من اتّبع