صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
443
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) 5 - نامه به منذر بن ساوى پيامبر نامهاى به منذر پسر ساوى فرمانرواى بحرين نوشت و او را به دين اسلام فرا خواند . پيك اين نامه ، علا پسر حضرمى نام داشت . پاسخ منذر چنين است : « بسم اللّه الرحمن الرحيم . اى پيامبر ! نامهات را براى مردم بحرين خواندم ؛ برخى اسلام را دوست دارند و مىپسندند و ايمان آوردند و برخى ديگر ، به آن علاقه ندارند . سرزمين من ، از يهود و مجوس تركيب است ؛ در اين مورد مرا هدايت كن [ كه چه كار كنم ] . » پيامبر در پاسخ او نوشت : ( 2 ) « بسم اللّه الرحمن الرحيم . [ اين نامهاى است ] از پيامآور خدا به منذر بن ساوى . سلام بر تو باد . سپاس و ستايش سزاوار خدايى است كه جز او خداى [ راستينى ] نيست . و گواهى مىدهم كه محمد ، بنده و پيامآور اوست . مواظب باش ، خدا را فراموش نكن . به راستى كه هر كس نيكانديش و خيرخواه باشد ؛ به نفع خود عمل كرده است . هر كس از پيكهايم پيروى كند و دستوراتشان را گردن نهد ؛ در واقع ، مرا پيروى مىكند و هر كس خيرخواه آنان باشد ، خيرخواه من است . [ اى منذر ! ] پيكهايم [ كه به آنجا آمدهاند ] تو را به نيكى ياد مىكنند ؛ من هم وساطت و ميانجىگرى تو را براى ملّت مىپذيرم . به كسانى كه مسلمان شدهاند ، اموال و املاكشان را به خودشان واگذار . من از گناهكاران [ ى كه در پيش مرتكب شدهاند ] صرف نظر مىكنم ؛ تو هم پوزش آن را بپذير [ و گذشتهء آنان را فراموش كن ] . و تا زمانى كه فرمانرواى شايسته و درستكارى باشى تو را از مسند خويش بر كنار نخواهم كرد . هر كس از يهوديان و زردشتيان بر آيين خود پايدار ماند بايد جزيه « 1 » بپردازند . « 2 » »
--> ( 1 ) - جزيه : ماليات ، خراج . ( 2 ) - بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . من محمد رسول اللّه إلى المنذرين ساوى سلام عليك ، فإنّى أحمد إليك اللّه الذي لا إله إلا هو ، و أشهد أن محمدا عبده و رسوله . أما بعد فإنّى أذكرك اللّه عز و جل ، فإنه من ينصح فإنما ينصح لنفسه و إنّه من يطع رسلى و يتّبع أمرهم فقد أطاعنى ، و من نصح لهم فقد نصح لى ، و إن رسلى قد أثنوا عليك خيرا ، و إنى قد شفعتك فى قومك ، فاترك للمسلمين ما اسلموا عليه ، و عفوت عن اهل