صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

438

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

را از ماجرا آگاه كنيد و بگوييد : دين من ، سرزمين كسرى را خواهد گرفت و قلمرو دينم تا جايى كه پاى شتران و سم اسبان برسد ، خواهد رفت . حال اگر مسلمان شوى تمام مرز و بومى كه اكنون در قلمرو توست به تو واگذار مىكنم و تو و فرزندانت را فرمانرواى آن ملّت مىگردانم . آن دو به يمن بازگشتند و آن چه را كه شنيده بودند ، به باذان خبر دادند . طولى نكشيد كه شيرويه ، طى نامه‌اى كشته شدن پدرش را به باذان خبر داد و گفت : « در مورد آن مرد كه پدرم درباره‌اش برايت نامه نوشته است بيشتر بينديش و تا دستور بعدى هيچ اقدامى نكن . » اين حوادث ، سبب مسلمان شدن باذان گرديد و جمعى ايرانى هم كه در يمن ساكن بودند ؛ همگى ايمان آوردند . « 1 » ( 1 ) 4 - نامه به قيصر ، شاه روم كتاب بخارى طى حديث مفصلى ، متن نامهء پيامبر را كه به هرقل ، « 2 » قيصر روم نوشته است ، چنين بيان مىكند : « بسم اللّه الرحمن الرحيم . [ نامه‌اى است ] از محمد ، بندهء و فرستادهء خدا به هرقل ، فرمانرواى بزرگ روم . درود بر آن كس كه راه راستى و هدايت را در پيش مىگيرد . [ تو را به سوى اسلام فرا مىخوانم ] مسلمان شو تا [ از درد هر دو جهان ] برهى و خداوند دوباره تو را پاداش نيكو دهد . حال اگر روى بگردانى ، گناه تمام زيردستان و كشاورزان ( اريسيان ) به گردن توست : [ « . . . اى اهل كتاب ! بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است ، پايدار بمانيم كه : جز خدا را نپرستيم و براى او هيچ گونه شريكى نياوريم و كسى از ما ديگرى را به جاى خدا ، به خدايى برنگيرد . اگر ( از اين پيشنهاد ) روىگردان شدند ؛ بگوييد : شاهد باشيد كه ما فرمانبردار و مسلمانيم ( نه شما ) . ] « 3 » »

--> ( 1 ) - محاضرات تاريخ امم اسلامى / فتح البارى / رحمة للعالمين / صحيح بخارى . ( 2 ) - هرقل ، هراكليوس . ( 3 ) - بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . من محمد عبد اللّه و رسوله إلى هرقل عظيم الروم ، سلام على من اتّبع الهدى ، أسلم تسلم ، أسلم يؤتك اللّه أجرك مرتين ، فإن تولّيت فإن عليك اثم الأريسيين ، [ يا اهل الكتاب تعالوا إلى كلمة . . . ]