صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
418
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) خدا دستهاى دشمن را از شما كوتاه گردانيد جوانان كم خرد و علاقهمند به آتش افروزى ، بر خلاف ميل سران كه خواستار صلح بودند ، نقشهاى در سر پروراندند كه جنگ برپا شود و قرار گذاشتند ، شبانه و بدون سر و صدا بيرون روند و خود را به مسلمانان در حديبيه برسانند و آتش جنگ برافروزند . شب هنگام 70 تا 80 تن مخفيانه دست در دست هم دادند و از كوه تنعيم فرود آمدند ؛ تا بر پيكر مسلمانان ضربه زنند . محمد پسر سلمه ، فرماندهء نگهبانان همه را بازداشت كرد . پيامبر كه به صلح و آشتى علاقهمند بود ، همه را آزاد نمود و از آنان در گذشت . قرآن مىفرمايد : « وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ . . . » « 1 » : [ او همان كسى است كه در دل مكه ( حديبيه ) - پس از پيروزى شما بر آنان - دستهاى آنان را از شما و دستهاى شما را از ايشان كوتاه گردانيد . . . ] ( 2 ) عثمان بن عفّان ، سفير پيامبر پيامبر خواست سفيرى نزد قريش بفرستد تا موقعيّت و هدف خويش را در اين سفر برايشان بازگويد . عمر بن خطاب را فرا خواند كه نزد قريش برود ؛ اما عمر ، عذرخواهى كرد و گفت : از طايفهء بنى كعب در مكه كسى ندارم كه اگر مورد آزار قرار گرفتم از من دفاع كند . عثمان را بفرست ، چون نزديكانش در آنجاست و پيام تو را به خوبى مىرساند . پيامبر عثمان را فرا خواند و نزد قريش ارسال داشت و گفت : به آنان خبر بده كه ما براى جنگ نيامده ، بلكه براى زيارت خانهء خدا و اداى مراسم عمره آمدهايم و آنان را به دين اسلام فرا خوان و به مسلمانان مكه بگو : زنان و مردانى با ايمان به مكه خواهند آمد و مژدهء فتح را به آنان برسان و بگو : خداوند ، دين خويش را در آنجا آشكار خواهد نمود تا ديگر كسى ايمان خود را پنهان نكند .
--> ( 1 ) - فتح / 24 .