صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
392
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
مسلمانان بپاخاستند كه آزادش كنند ؛ ولى نگذاشت و گفت : جز پيامبر نبايد كسى مرا آزاد نمايد . پيامبر در نماز صبح ، او را آزاد نمود . اين رخداد در ماه ذىقعدهء سال پنجم ه . اتفاق افتاد و محاصرهء يهود بيست و پنج روز ادامه داشت . « 1 » خداوند در باب خندق و بنى قريظه آيات متعددى در سورهء احزاب فرو فرستاده و مهمترين نكات رويداد ميان مؤمنان و منافقان و بىيار و ياور ماندن و خوار و زبون گشتن احزاب و فرجام غدر و خيانت يهود را در آن بيان كرده است . ( 1 ) فعاليت نظامى پس از جنگ قريظه و كشته شدن سلّام پسر ابى حقيق يهودى سلام پسر ابو حقيق ، مكنّى به ابو رافع از گناهكاران بزرگ [ و از بازرگانان ] يهود بود كه احزاب بتپرست را به زيان مسلمان در دستههاى مختلف راهى مدينه كرد و آنان را يارى داد و اموال فراوان خود را در اين راه هزينه نمود و پيامبر را مىآزرد . مسلمانان كه از كار قريظه آسوده خاطر گشتند ؛ خزرجيان براى كشتن سلام از پيامبر اجازه گرفتند . كعب پسر اشرف يهودى را مسلمانان اوس كشتند . بنابراين مسلمانان خزرج هم خواستند با كشتن سلّام به پاداش بزرگى نايل آيند . ( 2 ) پيامبر گفت : از كشتن زنان و كودكان بپرهيزيد . گروهى پنج نفره از بنى سلمهء خزرجى به رهبرى عبد اللّه پسر عتيك به خيبر رفتند . وقتى به قلعهء ابو رافع نزديك شدند ، آفتاب غروب كرده بود و مردم در خانههايشان استراحت مىكردند . عبد اللّه به يارانش گفت : شما اينجا منتظر باشيد . من مىروم و به گونهاى از دربان خواهش مىكنم كه شايد بتوانم داخل شوم . رفت تا به در نزديك شد . صورت خود را با جامه پوشيد ؛ گويا به قضاى حاجت نشسته و از مردم جا مانده است . دروازهبان او را صدا زد : اى بندهء خدا ! اگر مىخواهى داخل شوى ، زود باش ؛ دروازه را مىبندم . ( 3 ) عبد اللّه پسر عتيك مىگويد : به داخل قلعه رفتم و در گوشهاى پنهان شدم . وقتى همه وارد
--> ( 1 ) - ابن هشام / بخارى / زاد المعاد / مختصر سيرهء پيامبر .