صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

383

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) خداوند بزرگوار ، از سوى خود وسيله‌اى فراهم ساخت كه دشمن تنها و درمانده شد و جمعشان پراكنده گشت و شمشيرشان در هم شكست . مردى از تبار غطفان ، به نام نعيم پسر مسعود ، پسر عامر اشجعى - رضى اللّه عنه - خدمت پيامبر آمد و گفت : من ، مسلمان شده‌ام و هنوز قومم خبر ندارند . هر چه مىخواهى به من امر كن . پيامبر گفت : هر چه در توان دارى ، به زيان دشمن و متفرق كردنشان انجام بده ؛ چون جنگ فريب و چاره‌انديشى است . نعيم - فورا - پيش طايفهء بنى قريظه - كه در زمان جاهلى خويشاوند نزديك آنان بود - رفت و گفت : دوستى و الفت مرا نسبت به خودتان - به خوبى - مىشناسيد . گفتند : بله . گفت : موقعيّت قريش با شما فرق مىكند . [ آنان هرگاه بخواهند اينجا را ترك مىكنند و به سرزمين خويش برمىگردند . ] مدينه شهر شماست و تمام زندگانى و زنان و فرزندانتان در اين شهر مىباشند . شما نمىتوانيد ، مدينه را پشت سر بگذاريد . قريش و غطفان براى جنگ با محمد و يارانش آمده‌اند و شما آنان را به زيان سرزمين و زادگاه خود كمك مىكنيد . شهر و ديار و اموال و زنان آنها در جاى ديگر است . حال اگر توانستند از فرصت استفاده مىبرند و اگر نه ، به سرزمين خويش مىروند و شما را تك و تنها مىگذارند ؛ و محمد از شما انتقام مىگيرد . گفتند : اى نعيم ! چاره چيست ؟ گفت : با آنان همكارى نكنيد مگر آن كه : [ چند نفر ] از غطفان و قريش ، به عنوان گروگان پيش شما باشند [ تا شما را در معرض مخاطره قرار ندهند و خود فرار كنند . ] گفتند : به نظر درستى اشاره كردى . ( 2 ) سپس نعيم نزد قريش رفت و به آنان گفت : دوستى و خيرانديشى مرا نسبت به خودتان درك مىكنيد ؟ گفتند : بله ! گفت : [ بدانيد كه ] يهود از نقض پيمان با محمد و يارانش پشيمان شده و به او نامه نوشته‌اند كه : از شما چند نفر گروگان بگيرند و نزد او ارسال دارند و به شما پشت كنند و دوباره با محمد طرح پيمان و دوستى بريزند . پس اگر از شما گروگان خواستند ، خوددارى ورزيد . سپس نزد طايفهء غطفان رفت و عين اين داستان را با آنان در ميان گذاشت . ( 3 ) شب شنبه ماه شوّال سال پنجم ه . فرا رسيد . احزاب بت‌پرست ، نزد يهود بنى قريظه پيغام فرستادند و گفتند : ما بيشتر از اين نمىتوانيم ، در اينجا بمانيم . چهار پايان تلف مىشوند . بپاخيزيد و هم گام با ما ، با محمد و يارانش پيكار كنيد . يهود پاسخ دادند : امروز ، شنبه است و