صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
367
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
غزوهء ذات الرقاع مشهور است . » بىگمان غزوهاى در اين مدت به وقوع پيوسته ؛ اما آن چه كه شرايط مدينه اقتضا مىكرد آن است كه : موسم بدر كه ابو سفيان در بازگشت از جنگ احد ، هشدار داد ، نزديك شده بود و [ از طرفى ] رها كردن مدينه و ناديده گرفتن يورش باديهنشينان سركش خودپسند و بيرون رفتن براى چنان نبرد هولناكى ، به يقين از مصالح سياست جنگ دور بود . پس اول بايد شوكت و اقتدار اين بياباننشينان در هم شكسته شود و شر آنان را از سر مدينه كم كرد ؛ تا مسلمانان به آسودگى براى اين جنگ بزرگ كه در پهنهء بدر انتظار وقوع آن مىرفت ، آماده شوند . ( 1 ) اما غزوهاى كه به فرماندهى حضرت ، در ماه ربيع الثانى يا جمادى الاول سال چهارم ه . رخ داده به نام ذات الرقاع نبوده است ؛ زيرا ابو هريره و ابو موسى اشعرى - رضى اللّه عنهما - در آن شركت كردهاند . ابو هريره كمى پيش از خيبر به اسلام گرويد و ابو موسى نيز در خيبر نزد پيامبر آمد و اسلام آورد . بىترديد ذات الرقاع ، پس از خيبر بوده است . يكى از دلايل وقوع ذات الرقاع پس از سال چهارم ه . اين است كه پيامبر در آن ، نماز خوف ادا كرد كه آغاز و مشروعيت اين نماز هم به غزوهء عسفان بر مىگردد كه پس از خندق و در اواخر سال پنجم ه . اتفاق افتاده است . ( 2 ) بدر دوم آنگاه كه مسلمانان اقتدار عرب صحرا گرد را در هم شكستند و شرارتشان را مهار كردند ؛ براى نبرد با دشمن بزرگ مجهز شدند . سال دور زد و وعدهاى كه در احد با قريش بسته شده بود ؛ فرا رسيد . پيامبر و يارانش لازم مىدانند از شهر خارج و [ مطابق وعدهء پيشين ] با ابو سفيان و قومش رويارو شوند و چرخ پيكار بار ديگر دور بزند ، تا سرنوشت ، فرجام كار را براى هدايت يافتگان شايسته و ثابت قدم ، رقم زند . « 1 » در ماه شعبان سال چهارم ه . برابر با سال 626 م . پيامبر با يك هزار و پانصد نفر به
--> ( 1 ) - فقه السيره / 315 .