صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
368
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
وعدهگاه حركت كرد . ده اسب سوار بيشتر نداشتند . پرچم ، در دست على - رض - بود . عبد اللّه پسر رواحه ، براى انجام امور جامعه در مدينه ماند . مسلمانان به بدر رسيدند و به انتظار مشركان ، رحل اقامت افكندند . ( 1 ) ابو سفيان با دو هزار نيروى مشرك و پنجاه اسب سوار از شهر بيرون آمد ، تا به « مر الظهران » - در يك منزلى مكه - رسيد و در « مجنه » ( : آبى در آن حوالى ) توقف كرد . ابو سفيان كه از مكه بيرون آمد ، بار سنگينى بر وجود خويش احساس مىنمود و در انديشهء فرجام جنگ با مسلمانان بود و هر آن ، بيم و هراس فرايش مىگرفت . وقتى به مر الظهران رسيدند ؛ ارادهاش سست و ناتوان گشت و براى برگشتن چارهجويى مىكرد . سرانجام به دوستانش گفت : اى معشر قريش ! من براى اين پيكار ، سالى مىپسندم كه شما در آن از ثمر درختان بخوريد و شير فراوان بنوشيد . اكنون قحطسالى است و من به مكه بازمىگردم . شما هم بازگرديد . روشن شد كه بيم و هراس بر همهء لشكر مستولى است . پس تمام نيروى مكه بازگشتند و كسى به اين راى ، اعتراضى ننمود و ابدا خواستار رويارويى با مسلمانان نگشتند . مسلمانان ، هشت روز در انتظار دشمن در بدر اقامت كردند و به كار دادوستد پرداختند و سود فراوان بردند و پس از هشت روز به مدينه بازگشتند . [ آمدنشان به بدر ، آثار شكست احد را به كلى زدود ] و اختيارات بسيارى كسب و شكوه خود را پيش مردم محكمتر نمودند و مورد احترام روز افزونى قرار گرفتند . اين غزوه در تاريخ به « بدر موعد » ، « بدر دوم » ، « بدر آخرى » و « بدر صغرا » معروف است . « 1 » ( 2 ) غزوهء دومة الجندل « 2 » پيامبر كه از بدر دوم بازگشت ، آسايش و امنيّت در منطقه حاكم گشت و دولتى آرام يافت . پيامبر به جاهاى دور دست مرز عرب ، نظر انداخت و به موقعيت مسلمانان مسلط شد كه : دوست و دشمن به اين موضوع اعتراف مىكردند .
--> ( 1 ) - براى آگاهى بيشتر از مطلب به ابن هشام / زاد المعاد ، مراجعه شود . ( 2 ) - واحهاى است ، يعنى ، آباديى كه در ميانهء ريگستان قرار دارد .