صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

34

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) حكومت حيره ايرانيان ، از تاريخ ( 557 يا 529 ) قبل از ميلاد كه كورش مشهور به بزرگ آنان را متحد نمود ؛ بر سرزمين عراق و حوالى آن حكومت راندند و كسى توان رقابت را با آنان نداشت ؛ تا در سال 326 ق . م . اسكندر مقدونى قيام كرد و داراى اول ، شاه وقت ايران را شكست داد و شكوه و اقتدارشان را درهم كوبيد و مملكتشان نيز تجزيه گرديد و از آن پس به صورت ملوك الطوايفى « 1 » اداره مىشد و تا سال 230 م . ادامه يافت . در زمان ملوك الطوايفى ، قحطانيها مهاجرت كردند و قسمتى از سرزمين پرآب و علف و كشتزار حاصل‌خيز عراق را به تصرف خود درآوردند . سپس مهاجران عدنانى آمدند و مزاحم قحطانيها شدند و در قسمتى از جزيرهء خوش آب و هواى فراتيه ساكن گشتند . ( 2 ) در زمان اردشير ، بنيان‌گذار دولت ساسانى ، حكومت ايران دوباره از سال 226 م . نيرو گرفت و اردشير نيروى ايرانىتبار فراهم كرد و بر عرب‌هاى مقيم مرزهاى مشترك مستولى گشت . اين استيلاى ساسانى سبب مهاجرت قضاعه به شام گرديد و اهل حيره و انبار تسليم او شدند . در زمان اردشير ، جذيمة الوضّاح ، فرمانرواى حيره و قسمتى از مسير صحراى عراق و ربيعه و مضر در جزيره بود . اردشير متوجه شد كه برايش غير ممكن است مستقيما فرمانروايى سرزمين عرب را به عهده بگيرد و آنان را از يورش بر مرزهاى قلمروش بازدارد ؛ مگر اين كه مردى از تبار و خويشاوندان خودشان را به فرمانروايى بگمارد كه هم مورد تأييد باشد و هم مانع يورش و حمله . و از سوى ديگر ، از مردم عرب براى دفع شاهان روم - كه از آنان بيم داشت - كمك بگيرد و مردم عراق در برابر مردم شام - كه منتخب حكومت امپراطورى روم بود - قرار بگيرند و همچنين نزد شاه حيره ، گردانى سرباز و نيروى ايران مستقر باشد تا در مقابل دشمنان خارجى و عرب صحرانشين ، دفاع كنند . سال مرگ جذيمه نزديك به 268 م . است .

--> ( 1 ) - منظور نويسنده از زمان ملوك الطوايفى ، دوران حكومت اعقاب اسكندر ( سلوكىها ) است و پس از آن اشكانيان .