صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
334
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) حاطب پسر ابى بلتعه ، عقبه پسر ابى وقاص را - همان كسى كه دندان مبارك پيامبر را شكست - دنبال كرد و او را گردن زد و اسب و شمشيرش را گرفت . سعد پسر ابى وقاص برادرش ، بسيار حريص بود كه عقبه را از پاى در آورد ؛ اما موفق نشد و سرانجام حاطب - رض - بر او چيره گشت . سهل پسر حنيف از قهرمانان تيرانداز ، با پيامبر پيمان بست تا پاى جان پيكار كند . آنگاه به پا خاست و به تار و مار كردن مشركان پرداخت . پيامبر - ص - در نبرد احد ، شخصا تير مىانداخت . قتاده پسر نعمان مىگويد : پيامبر تيراندازى كرد تا كمانش شكست . قتاده آن را نزد خود نگهداشت . روز احد ، چشم قتاده آسيب ديد و از كاسه بيرون آمد كه پيامبر آن را در جاى خود قرار داد و از آن پس ، بهترين و تيزبينترين چشم بود . ( 2 ) دهان عبد الرحمن پسر عوف در جنگ آسيب ديد و دندان پيشين او افتاد و بيشتر از بيست زخم خورد كه بعضى به پايش اصابت كرده بود و سبب لنگيدن او گرديد . [ از فرط هيجان و عشق به محبوب ، هنگامى كه خون از صورت پيامبر مىچكيد ] . مالك پسر سنان يعنى ، پدر ابو سعيد خدرى آن را مىمكيد . پيامبر فرمود : تف كن . مالك گفت : به خدا آن را تف نخواهم كرد . و سپس وارد جنگ شد . پيامبر گفت : كسى بخواهد سيماى اهل بهشت را بنگرد ، به اين مرد نگاه كند . مالك پيكار نمود تا در راه آرمانش كشته شد . ام عماره « 1 » از زنان دلاور [ وقتى ابن قمئه به پيامبر حمله برد ] دوشادوش جمعى از مسلمانان جنگيد . ابن قمئه ضربهاى بر گردنش وارد آورد و او را زخمى كرد . ام عماره نيز چندين ضربه بر پيكر او زد و چون ابن قمئه دو دست لباس زرهى پوشيده بود ، رست . ام عماره به جنگ ادامه داد تا دوازده زخم خورد . ( 3 ) مصعب پسر عمير كه پرچمدار بود با تمام قدرت مىجنگيد و يورش ابن قمئه و گروهش را
--> ( 1 ) - ام عمارهء انصارى به طرف احد رهسپار شد و مشكى آب براى مبارزان برد و به آنان آب مىداد . وقتى شكست خوردند ؛ مشك را بينداخت و شمشيرى برداشت و به دفاع از پيامبر برخاست و با شمشير و تير مىجنگيد . . . ( با اختصار . حياة محمد ص 299 ) .