صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
32
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) 2 - از سال 650 تا سال 115 ق . م . به جاى مكرب سبأ ، « ملوك سبأ » مشهور گشت و به جاى صرواح ، شهر مأرب به پايتختى برگزيده شد كه خرابهء آن از صنعا تا اطراف و حوالى شرقى آن 60 مايل فاصله دارد . ( 2 ) 3 - از سال 115 ق . م . تا سال 300 ميلادى ، قبيلهء حمير بر مملكت سبأ دست يافتند و به جاى شهر مأرب ، شهر « ريدان » را به پايتختى برگزيدند و سپس اين شهر را به نام « ظفار » مىخواندند كه خرابهاش بر روى كوه مدورى نزديك « يريم » قرار دارد و از آن پس ، به دليل گسترهء قدرت و سيطرهء انباط در شمال حجاز و غلبهء روم از راه بازرگانى دريايى پس از نفوذشان بر مصر و سوريه و شمال حجاز و رقابت و دشمنى قبايلى كه در آن ميانه بودند ؛ سقوط و انحطاط حمير و ضعف و پاشيدگى تجارتشان آغاز شد . اين علل و عناصر نيز ، سبب تفرّق و مهاجرت خاندان قحطان به سرزمين دور دست گرديد . ( 3 ) 4 - از سال 301 م . تا وقتى كه دين اسلام به سرزمين يمن وارد شد . در اين دوره ، اضطراب و حوادث و آشفتگيها و انقلابهاى پىدرپى و جنگهاى داخلى - كه ميدان تاختوتاز را براى بيگانگان فراهم كرده بود - در يمن رخ داد و استقلال آنها را گرفت . در اين هنگام نيز روم وارد عدن شد و به كمك حكومت حبشه ، يمن براى بار اول در سال 340 م . اشغال شد و رقابت و كشمكش ميان دو قبيلهء همدان ( معينيان ) و حمير اوج گرفت و اشغال اين سرزمين تا سال 378 م . استمرار داشت ؛ سپس يمن استقلال خود را از سرگرفت و آزاد شد . ولى به واسطهء [ خراب گشتن ] سدّ مأرب لطمههاى بزرگى خورد و سيل بسيار ويرانگر و هولناكى - كه قرآن آن را به ( سيل عرم ) « 1 » نام مىبرد - در سال 450 م يا 451 م . روى داد و سبب خرابى
--> ( 1 ) - [ سيل العرم . . . / سبأ / 16 ] شادروان ، خزايلى مىنويسد : « مردم سبأ در آبيارى و سدسازى ، مهارت زياد داشتند و بناى سدّ مأرب ، بهترين نمايندهء هنرمندى آنان است . مورّخين قديم بناى سد را به لقمان بن عماد و تعمير آن را به بلقيس ملكهء سبأ نسبت دادهاند ، اما چنان كه گفتيم بر حسب نقوش سدّ مأرب ، بانى سد ، سمعهيل و فرزندش يثعمر بودهاند . سدّ مأرب يا عرم ديوارى قطور و كوه پيكر بود كه در شمال و مشرق كشيده شده و در طرف ديگر آن كوه بوده و اين سد در عرض رود « اذنه » قرار داشته و اين فاصله مخزن آب را تشكيل مىداده است . طول سد ، در حدود هشتصد قدم بود كه تقريبا يك ثلث سمت غربى آن هنوز پايدار است و دو ثلث ديگر را سيل ويران ساخته است و دولتهاى آن زمان بر اثر آشوبها و انقلابات داخلى