صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
304
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) نبرد احد آمادگى قريش براى نبرد انتقامجويانه مردم مكه از مصيبت و هزيمت پيش آمده و از كشته شدن سرانشان در بدر ، عليه مسلمانان به خشم آمدند و ميل انتقامجويى و خونخواهى آنان برافروخته شد . قريش ، گريه كردن بر سر كشتههايشان را نيز ممنوع كرده بودند و در فديه دادن براى آزادى اسيران شتاب نورزيدند ؛ تا مسلمانان به منتهاى مصايب و اندوهشان پىنبرند . به دنبال نبرد بدر ، قريش تصميم گرفتند ، جنگى فراگير عليه مسلمانان به راه اندازند كه خشم درونشان را فرو نشاند و كينههاى دلشان را سيراب كند . به همين دليل ، براى چنين جنگى - مجدّانه - آماده شدند . اكثر سران و رهبران قريش مانند : عكرمه پسر ابو جهل ، صفوان پسر اميه ، ابو سفيان پسر حرب و عبد اللّه پسر ابى ربيعه فعّاليّت و خشم و هيجان خود را در مشتعل كردن چنين نبردى ، به كار بستند . ( 2 ) اوّلين چيزى كه اين سران در بر افروختن نبرد احد به كار گرفتند ؛ اين كه : كاروانى را كه ابو سفيان نجات داده بود ، آن را وسيلهء جنگ بدر ساختند ؛ به صاحبان اموال در آن كاروان پيشنهاد دادند كه : اى قريش ! محمد شما را نابود كرده و خون بزرگان را ريخته است ؛ [ بياييد ] با آن اموالى كه [ به سلامت به مكه بازآمده و در اختيار شماست ] كمك كنيد تا با او بجنگيم . اميد است انتقام خون كشتگان را از او بگيريم . قريش پذيرفتند و آن قافله را كه هزار شتر و پنجاه هزار دينار اجناس بود ، فروختند . قرآن در اين مورد مىگويد : « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ، فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ