صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

293

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

با ما بجنگى ، [ آن وقت ] مىدانى ما چگونه مردانى هستيم كه همانند ما را نديده‌اى . قرآن در جوابشان مىگويد : « قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ إِلى جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمِهادُ . قَدْ كانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ أُخْرى كافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ ، وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ . » « 1 » : [ به كسانى كه كفر ورزيدند ؛ بگو : به زودى به زانو در مىآييد و ( سپس در روز رستاخيز ) در دوزخ محشور مىشويد و چه بد جايگاهى است . قطعا در برخورد ميان دو گروه براى شما نشانه‌اى ( و درس عبرتى ) بود . گروهى در راه خدا مىجنگيد و ديگرى كفر پيشه بود . ( كافران ، مسلمانان را ) به چشم دو چندان خويش مىديدند و خداوند هر كس را بخواهد به يارى خود تأييد مىكند . يقينا در اين ( ماجرا ) براى صاحبان بينش عبرتى است . ] ( 1 ) مفهوم آن چه كه يهود بنى قينقاع در جواب پيامبر گفتند : اعلام آشكار نبرد بود ؛ ولى پيامبر خشم خود را فرو برد و بردبارى نمود و مسلمانان را به بردبارى واداشت و در انتظار حوادث روزگار نشستند . يهود بنى قينقاع بر جرأت و جسارت خود مىافزودند و طولى نكشيد ، به تحريك ، آشوب و اضطراب ميان مردم ، دست زدند و خواستند از راه تنگى معيشت و فشار زندگى آنان را از پاى درآورند و راه حيات را بر آنان ببندند . ( 2 ) ابن هشام از ابى عون روايت مىكند كه زنى عرب چيزى را به بازار قينقاع برد كه بفروشد . در دكان زرگر منتظر نشست ، يهوديان خواستند نقاب صورتش را بردارند . زن خوددارى ورزيد . زرگر پنهانى گوشه‌اى از جامهء زن را به كمر او بست . وقتى از جا بلند شد ، بدنش نمايان گرديد و يهوديان به او خنديدند . زن فرياد كشيد . مردى از مسلمانان به زرگر حمله برد و او را كشت . يهوديان با هم هجوم آوردند و آن شخص مسلمان را بكشتند . نزديكانش از ساير مسلمانان كمك خواستند . بدين گونه روابط ميان طرفين به تيرگى گراييد . « 2 »

--> ( 1 ) - آل عمران / 13 - 12 . ( 2 ) - ابن هشام .