صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
280
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
غنيمه حق ماست . آنان كه دشمن را تعقيب كرده بودند ؛ غنايم را از آن خود مىدانستند و آنان كه در اثناى جنگ نگهبان پيامبر بودند ، مىگفتند : ما از جان پيامبر نگهدارى كردهايم تا دشمن به او حمله نياورد . در اين هنگام اين آيه فرود آمد : « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ ، قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ . « 1 » » : [ ( اى پيامبر ، ) از تو دربارهء غنايم ( جنگ بدر ) مىپرسند . بگو : غنايم اختصاص به خدا و فرستادهء او دارد . از خدا پروا كنيد و با يكديگر سازش نماييد و اگر مؤمن هستيد از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد . ] ( 1 ) پس از طى سه روز در بدر ، پيامبر همراه فاتحان فداكار و اسرا ، رهسپار مدينه شد و عبد اللّه پسر كعب را سرپرست آن غنايم قرار داد تا از « تنگهء صفرا » گذشتند . حضرت بالاى تپهاى [ در آن حوالى ] فرود آمد و 5 / 4 غنايم را به طور تساوى ميان مسلمانان توزيع نمود [ و 5 / 1 را مطابق آيهء 41 سورهء انفال به خدا ، پيامبر ، خويشاوندان [ او ] ، يتيمان ، بينوايان و مسافران وامانده اختصاص داد ] . در مسير مدينه و حوالى صفرا ، پيامبر دستور كشتن نضر پسر حارث را صادر كرد . نضر ، پرچمدار مشركان از سران بزهكار [ بغى و ملأ ] قريش ، از سرسختترين توطئهگران و از آزاردهندگان پيامبر و دشمن اسلام بود . على بن ابى طالب گردنش را زد . ( 2 ) و در « عرق الظبيه » در مسير مدينه ، به كشتن عقبه پسر ابى معطى اشاره كرد . در پيش توضيح داديم كه اين دشمن اسلام ، چگونه پيامبر را مورد آزار و شكنجهء روحى و جسمى قرار مىداد و هنگام اقامهء نماز ، شكمبهء حيوانات را بر سرش مىانداخت . و مىخواست با جامهاش او را خفه كند كه اگر ابو بكر نمىرسيد نزديك بود ، بميرد . وقتى پيامبر به كشتن او فرمان داد ؛ عقبه گفت : اى محمد ! چه كسى بچّههايم را سرپرستى مىكند ؟ گفت : آتش . سپس عاصم پسر ثابت انصارى و به قولى : على او را كشت . به راستى كشتن اين دو نفر نافرمان از جهت موقعيت جنگى [ و از جهت ملأ بودن ( سران و پيشروان كفر و شرك ) و عدم بخشايش - به قول قرآن - ] واجب بود و از اسرا به شمار
--> ( 1 ) - انفال / 1