صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
257
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
تمهيد و مهيا گردانيد ؛ و به همان سبب دلهايشان را به هم پيوند داد و الفت بخشيد . ( 1 ) حركت لشكر اسلامى به سوى مهمترين مركز نظامى پيامبر ، مسلمانان را حركت داد تا پيش از مشركان به آب بدر دست يابند و در آنجا فرود آيند و مانع ورود آنان بر سر چاه گردند . شب به نزديكترين آبى از آبهاى بدر رسيد . در اينجا « حباب پسر منذر » هم چون كارشناس نظامى [ كه آن سرزمين را خيلى خوب مىشناخت ] گفت : اى پيامبر ! آيا اينجا را به اختيار خود برگزيدهاى و امكان عوض كردن دارد ؛ يا اين كه : به دستور خداوند فرود آمدهاى و عوض كردنش روا نيست ؟ پيامبر گفت : در صورتى كه مصلحت نظامى و استراتژى مقتضى باشد ، تغيير دادن محل ايرادى ندارد . حباب گفت : اينجا براى ماندن مناسب نيست . به مردم امر كن كه حركت كنند تا به كنار آبى كه دشمن نزديكتر است برويم و منزل گزينيم و چاههايى را كه پشت سر آن آب است پر كنيم و حوضهاى ديگرى بسازيم و از آب پر كنيم و براى پيكار با دشمن خود را آماده نماييم . با اين توضيح ما داراى آبيم و دشمن از آب محروم خواهد بود . پيامبر فرمود : نظر درستى دادى و اشارهء خوبى كردى . آنگاه پيامبر برخاست و لشكر را تا نزديكى آبى كه به دشمن نزديك بود ؛ سوق داد . پاسى از شب گذشت و چندين حوض و بركه را ساختند و بدين وسيله ، دشمن از آب ، محروم گشت . ( 2 ) مقر فرماندهى پس از رسيدن تمام مسلمانان به آب بدر و ساختن حوضهاى متعدد ، سعد پسر معاذ پيشنهاد داد كه مسلمانان براى پيامبر ، مقر و سايبانى فراهم سازند تا در مواقع ضرورى و احتمال شكست پيش از پيروزى به كار آيد . سعد گفت : « اى پيامبر ، چرا سايبانى برايت نسازيم و مركب سوارىات را آماده نكنيم ؛ آنگاه با دشمن روبرو شويم ؟ حال اگر خداوند ما را گرامى فرمود و بر دشمن پيروز گرداند ، اين آرزوى قلبى ماست و اگر صورت ديگرى پيش