صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

258

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

آمد ؛ به وسيلهء مركبى كه برايت فراهم گشته به مسلمانانى كه در مدينه مانده‌اند مىپيوندى . بىگمان آنان كه اكنون در مدينه مانده‌اند عشق و محبتشان نسبت به تو از ما بسى بيشتر است . و اگر مىدانستند كه كار به پيكار مىكشد قطعا با ما مىآمدند . خداوند تو را به وسيلهء آنان حمايت مىكند . صميمانه تو را دوست مىدارند و در كنارت [ با دشمن ] به جهاد برمىخيزد . » پيامبر - سلام اللّه عليه - او را ستود [ و آفرين گفت ] و در حقش دعاى خير كرد . مسلمانان ، بالاى تپهء بلندى ، واقع در شمال شرقى ميدان جنگ و مسلط بر آن سايبانى فراهم آوردند و چند تن از جوانان انصار به فرمان سعد انتخاب شدند و در اطراف سايبان به نگهبانى مشغول گشتند . ( 1 ) تدارك و آمادگى لشكر و فرا رسيدن شب پيامبر لشكر را تدارك ديد و به ميدان جنگ رفت و با اشارهء دست جايگاه از پاى درآمدن دشمنان را نشان مىداد مىگفت - ان شاء اللّه - فردا اين ، جايگاه افكندن فلان و فلان است . سپس به نماز ايستاد و مسلمانان به آرامى و اميدوارى به خواب رفتند و اعتماد ، دلهايشان را فرا گرفت و آرامشى يكسان و هم‌گون به آنان دست داد و مشتاق و آرزومند ديدن بشارت پروردگار گشتند كه فردا نصيبشان گردد : « إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ وَ لِيَرْبِطَ عَلى قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ . » « 1 » : [ ( به ياد آوريد ) هنگامى را كه خواب سبك آرامش‌بخشى كه از جانب خدا بود ؛ شما را فرا گرفت و بارانى بر شما فروريزانيد تا شما را با آن پاك گرداند و وسوسهء شيطان را از شما بزدايد و دلهايتان را محكم سازد و گامهايتان را بدان استوار دارد . ] آن شب ، شب جمعه هفدهم ماه رمضان سال دوم ه . بود و بيرون آمدن حضرت و مؤمنان از مدينه ، هشتم يا دوازدهم همان ماه اتّفاق افتاد .

--> ( 1 ) - انفال / 11 .