صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

253

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

هراسيدند كه قرآن در اين باره چنين مىگويد : « كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ . يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ . » « 1 » : [ همان گونه كه پروردگارت تو را از خانه‌ات به حق بيرون آورد ، حال آن كه دسته‌اى از مؤمنان ، ( به علت عدم آمادگى براى جنگ ) ناخشنود بودند و با تو دربارهء حق - بعد از آن كه روشن گرديد - مجادله مىكردند . گويى كه آنان را به سوى مرگ مىرانند و ( بدان ) مىنگرند . ] ولى فرماندهان لشكر از جمله : ابو بكر صديق و عمر فاروق ، بسيار نيكو ، سخن گفتند و رأى خود را ابراز نمودند . سپس مقداد پسر عمرو به پا خاست و گفت : اى پيامبر ! خداوند هر چه را به تو فرمان داده ، اجرا كن و ما با شما هستيم . ما چون قوم بنى اسرائيل نيستيم و سخنى را كه آنان به موسى - عليه السّلام - مىگفتند ؛ ما به تو نخواهيم گفت : تو و پروردگارت برويد ، جنگ كنيد كه ما همين جا مىنشينيم ؛ بلكه مىگوييم : تو و پروردگارت برويد و [ با دشمن ] بجنگيد ما نيز با شما [ عليه دشمن ] مىجنگيم . سوگند به خدايى كه تو را به حق برگزيد ، اگر ما را تا « برك الغماد » « 2 » ببرى دوشادوش تو مىجنگيم . پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - گفت : بسيار خوب است . و برايش دعاى خير فرمود . ( 1 ) اين سه فرمانده از مهاجر بودند و به نسبت لشكر عدد كمى به شمار مىآمدند . پيامبر دوست داشت كه نظر فرماندهان انصار را نيز بداند ؛ چون انصار ، اكثريّت نيرو را تشكيل داده بودند و بار سنگين مبارزه روى دوش آنان دور مىزد و در قرارداد عقبه - در مكه - اشاره نكرده بودند كه در خارج از شهر [ با دشمن ] به جنگ آيند . پيامبر ، پس از شنيدن سخنان آن سه فرماندهء مهاجر گفت : « اى مردم ، شما نيز رأى خود را نشان دهيد . » مقصود او ، انصار بود [ كه پيمان بسته بودند پيامبر را چون زنان و فرزندان خويش حمايت و حفاظت كنند ] . وقتى [ گروه انصار ] و سعد پسر معاذ ، فرمانده و پرچمدار آنان دريافتند كه روى سخن حضرت به آنان است ؛ سعد معاذ گفت : اى پيامبر ! به ما مىگويى ؟

--> ( 1 ) - انفال / 6 - 5 . ( 2 ) - برك الغماد در غمدان ؛ حازمى مىگويد : نام محلى است كه پنج شبانه روز از مكه به طرف يمن دور است . بكرى مىگويد : يعنى ، دورترين مسير . همدانى مىگويد : دورترين نقطهء يمن است . تفسير منير مىگويد : شهرى است در يمن . ( ج 5 ، ج 9 ، ص 255 ) و ( ج دوم سيرهء ابن كثير پابرگ ص 392 ) .