صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

252

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

بنى هاشم خواستند ، بازگردند ، ابو جهل بر آنان سخت گرفت و گفت : تا وقتى كه ما بازمىگرديم بايد اين گروه جدا نشود . لشكر و نيروى مكىّ - پس از جدايى بنى زهره - هزار مرد سلحشور بودند كه به سوى بدر به حركت درآمدند و در پشت تپه‌اى از شن و ماسه و در دامنهء درّهء بدر پناه گرفتند . ( 1 ) موقعيّت بحرانى قواى اسلام از سوى نيروى مدينه - مرتب - خبر رهايى كاروان و آمادگى سپاه مكه به پيامبر - كه در مسير درهء ذفران بود - مىرسيد و پيامبر با توجه به آن گزارشها چنان مىانديشيد كه اجتناب از برخورد خونين محال است و بايد اقدامى مبنى بر دلاورى ، شجاعت ، جرأت و شهامت صورت گيرد . بىگمان اگر لشكر مكه به حال خود رها گردد ؛ در آن منطقه خانه به خانه به جستجوى مسلمانان مىپردازند و پايگاهى نظامى براى نيروى قريش خواهند شد و قدرت سياسى كسب مىكنند و [ از طرفى ديگر ] سبب تحقير و درماندگى آنان مىشوند . و از مسلمانان جسدى بىروح باقى خواهد ماند و هر كس در آن منطقه كينه و عداوت مسلمانان را داشته باشد ؛ بر جرأت و جسارت خود ، عليه اسلام مىافزايد . پس از اين همه رويدادها آيا كسى مىتواند يورش و نيرنگ مردم مكه را مانع گردد و نگذارد كه به سوى مدينه آيند و در اطراف شهر پايگاه بسازند تا با مسلمانان در درون خانه‌ها بجنگند ؟ هرگز ! حال اگر از سوى لشكر مدينه كمترين كوتاهى رخ دهد ، اثر سوء مىگذارد و شكوه و اقتدار و آوازهء مسلمانان را مىشكند . ( 2 ) شوراى عالى مشورتى با توجه به اين تحول مهم ناگهانى ، پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - شورايى نظامى - مشورتى فوق العاده تشكيل داد و در آن به وضع ثابت و پايدار اشاره و با همهء مسلمانان و فرماندهان توانا و مقتدر تبادل نظر كرد . در اين هنگام دلهاى برخى از آنان تكان خورد و از پيكار خونين