صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
250
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) لشكر مكه تعداد لشكر مكه ، وقتى از شهر بيرون آمدند حدود يك هزار و سيصد نفر جنگجو به شمار آمدند و يكصد اسب و ششصد زره جنگى و شترهاى بىشمارى [ براى تغذيه نيرو ] با خود داشتند . فرماندهى كل سپاه را ابو جهل هشام به عهده گرفت و نه نفر ديگر از اشراف ، تدارك مخارج لشكر را به عهده داشتند كه هر روز نه تا ده شتر را ذبح مىكردند . ( 2 ) دشوارى و پيچيدگى كار قبايل بنى بكر وقتى اين همه نيرو اجتماع كردند و آمادهء حركت شدند ؛ قريش ، سوابق دشمنىها و جنگهاى ميان خود و بنى بكر را به ياد آوردند و از اين كه شايد اين قوم از پشت به آنان ضربه زنند ، هراسيدند و خود را ميان دو آتش ديدند . اين موضوع ، مشكل دوم آنان گشت . در اين اثنا ، ابليس در قالب سراقه پسر مالك پسر جعشم مدلجى ، رئيس بنى كنانه ، خود را نشان داد و گفت : من شما را پناه مىدهم تا برايتان مشكلى رخ ندهد . ( 3 ) حركت مردم مكه آنان از مكه بيرون آمدند . خداوند مىفرمايد : « . . . خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ . . . » « 1 » : [ . . . از خانههايشان با حالت مستى و به صرف نمايش در چشم مردم خارج شدند و [ مردم را ] از راه خدا بازمىداشتند . . . ] و به سوى مسلمانان روى نهادند . پيامبر مىفرمايد : « به يارى اطرافيان و همسايگانشان ، با خدا و رسول خدا در جنگ و ستيزند . » : « وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ قادِرِينَ . » « 2 » : [ بامدادان بدين قصد كه مىتوانند ( از ورود بينوايان به باغ ) جلوگيرى كنند ، ( به سوى باغ ) روان شدند . ] مردم قريش از روى تعصب و خشم و كينهورزى با پيامبر و يارانش و با تمام جرأت و جسارت و با سرعت تمام به طرف
--> ( 1 ) - انفال / 47 ( 2 ) - قلم / 25