صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

248

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) حدود نيروى لشكر اسلامى و تقسيم و تنظيم كار فرماندهان پيامبر [ روز هشتم ماه رمضان سال دوم ه . ] با سيصد و چند تن ( 313 يا 314 يا 317 مرد ) از مدينه بيرون آمد . هشتاد و دو يا هشتاد و سه و يا هشتاد و شش نفر آنان از مهاجران ، شصت و يك نفر از اوس و يكصد و هفتاد نفر از طايفهء خزرج بودند . براى تدارك اين سفر جلسات گسترده و ساز و برگ كامل را فراهم نياوردند . [ تنها ] دو اسب داشتند ، يكى از آن زبير پسر عوام و ديگرى مال مقداد پسر اسود كندى بود . و هفتاد شتر با خود داشتند كه هر دو نفر و سه نفر به نوبت در سوار شدن يك شتر سهيم بودند . پيامبر ، على و مرثد پسر ابى مرثد غنوى يك شتر داشتند كه به نوبت بر آن سوار مىشدند . [ ابو بكر ، عمر و عبد الرحمن بن عوف نيز در يك شتر شريك بودند ] . پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - عمرو پسر ام مكتوم را در مدينه براى امامت نماز و امور مردم منصوب كرد و پس از آن كه به « روحاء » رسيدند ؛ أبو لبابه پسر عبد المنذر را بازگرداند و امور مدينه را به او سپرد . پرچم سفيد رنگ فرماندهى عمومى در دست مصعب پسر عمير قرشى عبدرى بود . ( 2 ) پيامبر لشكر را به دو گروه ( گردان ) تقسيم نمود : 1 - گروه مهاجران ، كه پرچمش را به على ابن ابى طالب داد . 2 - گروه انصار ، كه پرچمش را به سعد پسر معاذ سپرد . و فرماندهى ميمنه ( جانب راست ميدان جنگ ) را به زبير پسر عوام و ميسره ( جانب چپ ميدان جنگ ) را به مقداد پسر عمرو - كه اين دو تنها دو اسب سوار ميان لشكر بودند - سپرد . و ساقه ( پس‌قراول ) لشكر را به قيس پسر ابى صعصعه واگذار فرمود . و زعامت و فرماندهى كل لشكر را خود ، شخصا به عهده گرفت . ( 3 ) حركت به سوى بدر پيامبر براى اين سفر ، بدون آمادگى ، از مدينه بيرون آمد و به سوى راه اصلى منتهى به مكه تا چاه « روحا » رفت . وقتى به آنجا رسيد ، سمت چپ مكه را رها نمود و به طرف راست به