صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
216
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) مرحلهء اول وضع موجود در مدينه هنگام هجرت هجرت تنها به معناى رهايى از آشوب ، استهزا و اذيّت و آزار نيست ؛ بلكه كمك به برقرارى جامعهء نو پا در شهرى امن و مورد اعتماد است . بنابراين بر هر فرد مسلمان توانايى لازم است كه در ساختار اين وطن جديد ، سهمى ارزنده داشته باشد و در حفظ و حمايت و سرافرازى آنان تلاش كند . بىگمان پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - در ساختار اين بناى با شكوه جامعه ، پيشوايى راهبر و هادى و زمام همهء امور در دست تواناى اوست . ( 2 ) مردمى كه در مدينه بودهاند ؛ به سه دسته تقسيم مىشوند كه هر دسته ويژگيهاى آشكار مخصوص به خود را دارند و پيامبر نيز با همان ويژگى با مسائل متعدد آنان روبهرو مىشد . آنان عبارتند از : 1 - ياران بزرگوار پاك و برگزيده و نيكو - خدا از آنان خشنود باد . 2 - مشركانى كه ايمان نياوردند و از تبار قبايل مدينه بودند . 3 - يهود . ( 3 ) الف : مسائلى كه پيامبر در مدينه با آنها رو به رو مىشد با مسائلى كه در مكه بود ، شرايط متفاوتى داشت . مسلمانان در مكه هر چند از اتفاق نظر و عقيدهء مشترك برخوردار بودند و به سوى اهداف يگانهاى گام برمىداشتند ؛ اما دست ستم دشمن ، آنها را خانهنشين ، متفرق ، طرد شده و ناتوان و درمانده كرده بود و همهء كارها در اختيار دشمن دين قرار داشت و مسلمانان نمىتوانستند با آن فرمان جديد الهى كه جامعهء بشرى از آن بىنياز نيست ؛ اجتماعى اسلامى تشكيل دهند . بنابراين ، سورههاى مكى هم در تبيين و تشريح مبادى اسلام ، احكام و دستورات فردى ، تشويق به سوى جمال و نيكويى و اخلاق پسنديده و دورى از پستىها و زشتىها اكتفا كرده است .