صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
209
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
نفهميديم كه پيامبر كجا مىرود ، تا اين كه صداى نفرى از جنّيان از پايين مكه آمد و اين ابيات را زمزمه مىكرد . مردم صدا را دنبال كردند و به آن گوش فرا دادند - هر چند صاحب صدا را نمىديدند - تا از بالاى مكه بيرون رفت . وقتى اين صدا را شنيديم ؛ دريافتيم كه پيامبر به يثرب مهاجرت كرده است . « 1 » ( 1 ) 5 - در راه [ سرزمين رئم ] پيامبر به ابو بريده - رئيس و بزرگ قبيلهء قومش - ، رسيد كه براى دستگيرى پيامبر و ابو بكر و به اميد گرفتن جايزهء بزرگ قريش ، آوارهء كوه و بيابان گشته بود . اما همان لحظهاى كه با پيامبر روبهرو گشت و با او سخن گفت با هفتاد تن از نزديكانش ايمان آورد و سپس دستارش را از سر برداشت و به نشان اين كه فرمانرواى آزادى و درستى و اعتماد و راستى آمده تا با قدومش دنيا را از خير و نيكى پر كند ، دستار را بر نيزه بست . « 2 » ( 2 ) 6 - در راه مدينه زبير - كه در ميان كاروان مسلمانان سواره و تاجر پيشه ، از شام برگشته بود - ، به خدمت پيامبر رسيد و به وى و ابو بكر جامهاى سفيد اهدا نمود . « 3 » ( 3 ) ورود به قبا در روز دوشنبه ، هشتم ماه ربيع الاول سال چهاردهء بعثت سال اول هجرى ، برابر 23 سپتامبر سال 622 م . پيامبر - سلام اللّه عليه - وارد قبا شد . « 4 » « 5 » عروه پسر زبير مىگويد : مسلمانان مدينه از آمدن پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - با خبر
--> هما نزلا بالبرّ و ارتحلا به * و أفلح من امسى رفيق محمد فيا لقصىّ ما زوى اللّه عنكم * به من فعال لا يحاذى و سؤدد ليهن بنى كعب مكان فتاتهم * و مقعدها للمؤمنين بمرصد سلوا اختكم عن شاتها و إنائها * فإنّكم إن تسالوا الشاة تشهد . ( 1 ) - زاد المعاد . ( 2 ) - رحمة للعالمين . ( 3 ) - بخارى از عروه پسر زبير . ( 4 ) - رحمة للعالمين . ( 5 ) - در اين روز و تاريخ ، سن مبارك او 53 سال تمام و رسالتش نيز 13 سال كامل بود . اين نظر كسانى است كه مىگويند : پيامبر در 9 ربيع الاول سال 41 عام الفيل به نبوت رسيده ؛ اما آنان كه مىگويند : در دوشنبهء رمضان سال 41 عام الفيل به نبوت رسيده ، 12 سال و 5 ماه و 18 يا 22 روز از پيامبرىاش سپرى شده است .