صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

176

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) پس از اين كه پيامبران با دانش و بينش خود نشانه‌هاى خدا را دريافتند ؛ مقام « عين اليقين » را كسب نمودند كه ارزش آن بيش از حد است چون ، شنيدن كى بود مانند ديدن . و در راه دين آن قدر بردبار و توانا بودند كه از عهدهء ديگران نبود و تمام هستى و توان دنيا در نظرشان چون بال پشّه‌اى مىنمود و اگر روزگار به كامشان حركت نمىكرد ابدا به آن اهمّيّت نمىدادند . فلسفه و رازهايى در پشت ريزه‌كاريها و جزئيات اين سفر مستور است كه در دفتر هستى مندرج گرديده ، فقط حقايقى مجمل و گويا از سرچشمهء اين سفر مبارك مىجوشد و به سوى گلستان سيرهء نبوى روان مىشود كه گزيده‌اش بدين سان است : ( 2 ) در سورهء اسرا مىخوانيم كه خداوند دربارهء شب‌روى پيامبر تنها آيه‌اى بيان نموده ، سپس به رسواييها و گناهان و بزهكاريهاى يهود مىپردازد و به آنان - شديدا - هشدار مىدهد كه اين قرآن به شيوه و آيينى كه خود استوارتر است راه مىنمايد . اما بسا كسانى گمان مىكنند اين دو آيه [ : 1 و 9 ، اسرا ] با هم هيچ نوع ارتباطى ندارند ، حال آن كه چنين نيست و خداوند بزرگوار اين گونه اشاره مىكند كه سير و شب‌روى پيامبر به سوى بيت المقدس به اين دليل اتفاق افتاد تا يهود [ دشمن بشريّت ] از منصب رهبرى جامعهء انسانى عزل و طرد شوند ؛ زيرا به گناهان و مفاسدى دست يازيده‌اند كه ديگر مجال ماندنشان در اين مسند و منصب غير ممكن خواهد بود و خداوند اين منصب را به پيامبر خاتم منتقل مىكند و هر دو مركز دعوت ابراهيمى را با هم براى او فراهم مىآورد . اكنون [ پس از اين سير ملكوتى ] وقت آن رسيده كه اين انتقال رهبرى روحى از ملّتى كه تاريخشان مملو از غدر و خيانت ، دشمنى و بزهكارى است به ملتى ديگر كه خير و نيكى خواهد شد ، منتقل گردد و همواره پيامبر اين ملّت از وحى قرآن كه به آيين پايدار امر مىكند ، برخوردار مىگشت . ( 3 ) اما چگونه اين زعامت و زمامدارى انتقال مىيابد ، حال آن كه پيامبر در كوههاى مكه سرگردان و در ميان قوم خود طرد شده است ؟ ! عين اين سؤال پرده را از سيماى حقيقت ديگر بر مىدارد ؛ و آن اين كه : مرحلهء اول اين دعوت اسلامى رو به اتمام مىرود و نوبت به مرحلهء بعدى خواهد رسيد كه گونهء ديگر و شيوهء جداگانه‌اى دارد و با مرحلهء اول متفاوت خواهد بود . و مىبينيم برخى آيات شامل هشدارهاى رونده و تهديدهاى سخت به مشركان است .