صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

170

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) شش نسيم خوشبو از اهل يثرب در سال يازده بعثت - ماه ژوئيه سال 620 م . هنگام مراسم حج ، دعوت فراگير اسلام بذر نيكوكارى را به سرعت به درخت تنومند تبديل كرد و مسلمانان در سايهء گسترده و با طراوت آن از آتش سوزان و باد ناملايم ستم و طغيان سالهاى طولانى ، پناه گرفتند . از روش حكيمانهء پيامبر - صلى اللّه عليه و سلّم - در برابر اذيت و آزار و تكذيب و جلوگيرى مردم مكه از رفتن به سوى دين خدا ، اين بود كه شبانه نزد قبايل مختلف مىرفت تا دشمن باخبر و مانع كارش نشوند . « 1 » شبى با ابو بكر و على از خانه بيرون رفت و از كنار منازل ذهل و شيبان پسر ثعلبه گذشت و با آنان در مورد اسلام گفتگو كرد . ميان ابو بكر و مردى از طايفهء ذهل سؤال و جوابهاى زيبايى مبادله شد . طايفهء بنى شيبان هر چند در پذيرش درنگ كردند ؛ اما اميدوارانه‌ترين پاسخ را دادند . « 2 » ( 2 ) پيامبر بر عقبهء منى گذر مىكرد ؛ صداى مردانى شنيد كه با هم به گفتگو نشسته بودند . پيش آنان رفت كه شش نفر از جوانان شهر يثرب از طايفهء خزرج بودند : 1 - اسعد پسر زراره از بنى نجار 2 - عوف پسر حارث پسر رفاعه ، پسر عفرا از بنى نجار 3 - رافع پسر مالك پسر عجلان از بنى زريق 4 - قطبه پسر عامر پسر حديده از بنى سلمه 5 - عقبه پسر عامر پسر نابى از بنى حرام پسر كعل 6 - جابر پسر عبد اللّه پسر رئاب از بنى عبيد پسر غنم . ( 3 ) از خوشبختى اهل مدينه اين بود كه : از هم‌پيمانانشان ، يهود مدينه مىشنيدند كه پيامبرى از پيامبران به اين زودى برگزيده مىشود و ما از او فرمان مىبريم و شما را مانند قوم عاد و ارم ، قتل عام مىكنيم . « 3 »

--> ( 1 ) - تاريخ اسلام . ( 2 ) - مختصر سيرهء رسول . ( 3 ) - زاد المعاد ، ابن هشام .