صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
164
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
پيامبر ، اين كار پسنديده و جوانمردانهء مطعم را به ياد داشت و دربارهء اسراى بدر فرمود : اگر مطعم پسر عدى زنده مىبود و آزادى اينها را از من مىخواست ؛ همه را آزاد مىكردم . « 1 » ( 1 ) عرضه كردن اسلام به قبايل و افراد در ماه ذىقعدهء سال دهم بعثت - اواخر ماه ژوئن يا اوايل ماه ژوئيه ( جولاى ) سال 619 م . پيامبر به مكه بازگشت تا دوباره نداى اسلام را به تمام قبايل و افراد جامعه برساند . مراسم حج نزديك بود و مردم سواره و پياده با هر گونه وسيلهء سوارى از راه دور به مكه مىآمدند ، تا مراسم حج را به جاى آورند و در منافعى كه براى آنان هست ، حضور داشته باشند و نام خدا را در روزهاى معين به ياد آورند ؛ بنابراين ، پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - از اين فرصت استفاده كرد و پيش همهء قبيلهها رفت و دين خدا را به گوش آنان رسانيد و - هم چون سال چهارم بعثت - به سوى حق دعوتشان نمود . ( 2 ) قبايلى كه اسلام به آنان ابلاغ شد زهرى مىگويد : قبايلى كه پيامبر به سوى دين و يكتاپرستى فرايشان خواند ؛ بنى عامر پسر صعصعه ، محارب پسر خصفه ، فزاره ، غسان ، مرّه ، حنيفه ، سليم ، عبس ، بنى نصر ، بنى بكا ، كنده ، كلب ، حارث پسر كعب ، عذره و حضارمه بودند ؛ اما هيچ يك از آنان نپذيرفتند . « 2 » فرا خواندن اين قبايل به اسلام در يك سال و يك مراسم نبوده ، بلكه از سال چهارم بعثت تا زمان هجرت به مدينه اتفاق افتاده و معمولا دعوت هر قبيله در موسم خاصى نبوده است ؛ اما علامه منصور فورى به يقين مىگويد : دعوت قبايل ياد شده در موسم معين و در سال دهم نبوّت رخ داده است . ابن اسحاق چگونگى اين دعوت را به اختصار ذكر مىكند : ( 3 ) 1 - طايفهء بنى كلب ، مشهور به بنى عبد اللّه ، پيامبر نزد ايشان رفت و آنان را به اسلام فرا خواند و يكتاپرستى را پيشنهاد نمود و گفت : اى بنى عبد اللّه ! خداوند ، نام نيكويى براى پدرتان برگزيده است ، [ به پاس اين نام نيكو ، اسلام بياوريد ] ؛ ولى آن قوم اسلام را قبول نكردند .
--> ( 1 ) - بخارى . ( 2 ) - ترمذى ، سيرهء رسول .