صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

116

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

آوردنش به خدا كفر ورزد ( بازخواست مىشود ) مگر آن كس كه مجبور شده ، ولى قلبش به ايمان استوار و آرام بوده باشد . . . ] ( 1 ) ابو فكيهه ، موسوم به افلج ، غلام طايفهء عبد الدار بود . پاهايش را با ريسمان ، محكم مىبستند و بر روى زمين مىكشاندند . « 1 » خباب پسر ارث ، غلام ام انمار دختر سباع خزاعى بود . مشركان ، انواع شكنجه و مصيبت را بر سرش مىآوردند ؛ موى سرش را مىگرفتند و مىكشيدند و بارها گردنش را با تمام توان پيچ مىدادند و روى زغال نيم‌سوز مىخوابانيدند ؛ سپس سنگ بزرگى روى سينه‌اش مىگذاشتند تا نتواند بلند شود . « 2 » ( 2 ) زنيّره ، نهديه و دخترش و ام عبيس كنيزانى بودند كه مسلمان شدند . مشركان آنان را با انواع اذيّت و آزار ، شكنجه مىكردند . كنيزى از كنيزان بنى مؤمل از طايفهء عدى ، ايمان آورد . عمر بن خطاب - كه هنوز ايمان نياورده بود - آن قدر او را مىزد تا خسته مىشد و مىگفت : فقط خسته شدنم مانع زدن شد . « 3 » ابو بكر صديق ، همهء اين كنيزان را خريد و آزاد نمود ؛ همان گونه كه بلال و عامر پسر فهيره را آزاد فرمود . « 4 » مشركان مكه ، برخى از ياران پيامبر را در پوست دباغى نشدهء شتر و گاو مىپيچيدند و آنان را روى ريگزارهاى سوزان قرار مىدادند و برخى ديگر را با جامهء زرهى مىپوشيدند و روى سنگهاى داغ و آتشين مىانداختند . « 5 » آمار شكنجه‌شدگان در راه خدا بسيار طولانى و دردناك است و هر وقت مشركان از ايمان آوردن كسى با خبر مىشدند ؛ به او حمله مىبردند و آزارش مىدادند .

--> ( 1 ) - رحمة للعالمين 1 / 57 . اعجاز تنزيل / ص 53 . ( 2 ) - اعجاز تنزيل / 57 ، تلقيح فهوم اهل الأثر ص 60 . ( 3 ) - رحمة للعالمين / 1 / 57 . ابن هشام 1 / 319 . ( 4 ) - ابن هشام / 1 / 319 - 318 . ( 5 ) - رحمة للعالمين / 1 / 58 .