صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
117
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) خانهء ارقم از حكمت الهى بود كه مسلمانان اذيّت و آزار ببينند و پيامبر نيز از آشكار نمودن ايمان آنان جلوگيرى فرمايد و از اجتماع علنى با هم خوددارى ورزند ؛ چون مشركان ميان او و هدف بزرگ و ارزندهء تزكيه ، پرورش و آموزش قرآن و حكمت به مسلمانان مانع ايجاد مىكردند و چه بسا به برخورد ميان طرفين هم منجر مىشد . بنابراين ، تا اول سال چهارم بعثت ، تبليغ نهانى بود و ياران حضرت ، در درّهها مخفيانه نماز مىخواندند . چند نفر از مشركان قريش وقتى مسلمانان را در نماز ديدند ؛ آنان را دشنام دادند و جنگ پيش آوردند . سعد پسر ابى وقاص مردى را زد كه از او خون جارى گرديد و اين ، اولين خونى بود كه در اسلام بر زمين ريخته شد . « 1 » ( 2 ) روشن است كه اگر اين درگيرى ادامه مىيافت ، به نابودى و قتل عام مسلمانان مىانجاميد . پس نهان داشتن كارى بس حكيمانه بود و همهء مسلمانان ، ايمان ، عبادت و ديندارى ، دعوت و جلساتشان را مخفى مىداشتند ؛ اما پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - دعوت و عبادتش در ميان مردم علنى بود و چيزى او را از هدف والاى خدايى بازنمىداشت و با اين وصف ، جلساتش با مسلمانان - به دليل مصلحت خود آنان و اسلام - نهانى و مخفيانه ، در خانه ارقم پسر ارقم مخزومى - رضى اللّه عنه - در صفا و دور از چشم و گوش زورگويان خداناپرست برگزار مىگرديد ، كه پيامبر آنجا را از سال پنجم نبوّت ، مركز دعوت و اجتماع مسلمانان قرار داده بود . « 2 »
--> ( 1 ) - ابن هشام ، مختصر سيرهء رسول . ( 2 ) - مختصر سيرهء رسول / ص 61 .