صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

115

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) بلال ، بردهء اميّهء خلف جمحى بود . اميه ريسمانى به گردنش مىانداخت و او را به كودكان مىسپرد ، آنان ، آن قدر به دور كوه‌هاى مكه مىگردانيدند ، تا اثر ريسمان در گردنش ظاهر مىگشت . اميه بلال را محكم مىبست و با چوبدستى مىزد و در برابر نور آفتاب سوزان مكه نگهش مىداشت و - به سختى - گرسنه‌اش مىگذاشت . اما سخت‌تر و ناپسندتر از همهء اينها ، هنگام ظهر [ كه آفتاب در خطّ استوا قرار مىگرفت ] او را روى شن و ماسهء سوزان مىخوابانيد . و دستور مىداد كه سنگ بزرگى روى سينه‌اش بگذارند و مىگفت : به خدا قسم ، يا بايد بميرى و يا محمد را تكفير و از بتها سجده كنى . بلال - رضى اللّه عنه - در آن حالت مىگفت : « احد ، احد : خير ، خدا يگانه است ، يگانه . » ابو بكر - رضى اللّه عنه - روزى از آنجا گذر نمود ؛ ديد كه همچون روزهاى پيشين او را شكنجه مىدهند . بلال را در مقابل برده‌اى سياه [ كه خود آن برده به چنين معاوضه‌اى مايل بود ، ] خريد . اما برخى مىگويند : او را در مقابل مبلغ 7 يا 5 اوقيه « 1 » نقره خريد و آزاد كرد . « 2 » ( 2 ) عمار پسر ياسر - رضى اللّه عنهما - بردهء قوم بنى مخزوم بود . خود و پدر و مادرش ايمان آوردند . مشركان و از همه بدتر ، ابو جهل هنگام داغ شدن شن و ماسه ، آنان را بيرون مىبردند و آزارشان مىدادند . پيامبر از كنارشان عبور كرد و فرمود : « اى خاندان ياسر ! شكيبا باشيد ؛ بىگمان جايگاهتان بهشت است . » ابو جهل نيزه‌اى بر قلب سميه ، مادر عمار فرو مىبرد و مىميرد . سميه اولين شهيد تاريخ اسلام به شمار مىآيد . ياسر ، زير شكنجه فوت مىكند و عمار را با شيوه‌هاى گوناگون مانند : نگهداشتن در برابر گرماى سوزان ، با گذاشتن سنگ داغ روى سينه و با فرو بردنش در آب شكنجه مىدادند و مىگفتند : رهايت نخواهيم كرد مگر اين كه محمد را دشنام دهى و يا بتهاى لات و عزّى را به نيكى ياد كنى . به ناچار موافقت مىكند و سپس گريان و نالان و با پوزش ، پيش پيامبر مىرود . در اين هنگام اين آيه فرود مىآيد : « مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ . . . « 3 » » : [ هر كس پس از ايمان

--> ( 1 ) - اوقيه ، مقياسى است براى وزن و آن را برابر 12 / 1 رطل ، 5 / 7 مثقال ، 40 درم خالص نوشته‌اند . ج اواقى و اواق . ( معين ) اما به دليل آيه‌هاى آخر سورهء ليل ، ابو بكر - رضى اللّه عنه - بلال را در مقابل همان مبلغ 7 يا 5 اوقيه نقره خريده و آزادش كرده است . ( م ) ( 2 ) - رحمة للعالمين / 1 / 57 ، تلقيح الفهوم ص 61 ، ابن هشام 1 / 8 / 3 - 318 . ( 3 ) - نحل / 106 .